تبلیغات
"/> "/> آفرینش پویا - هوش هیجانی ، حلقه گمشده كارآفرینی
این مقاله در قالب یک پژوهش کتابخانه‌ای دلائل نقش هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی را جمع‌آوری و بررسی کرده‌است. بر همین اساس ۲۵ دلیل برای اثبات لزوم توجه به هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی و ویژگیهای کارآفرین ذکر شده که عبارتند از:
۱) کارآفرینی منبع تضاد هیجانی است.
۲) کارآفرین نیاز به حمایت دیگران دارد.
۳) ریسک پذیری از جمله ضرورتهای کارآفرینی است.
۴) کارآفرین بین حس استقلال طلبی و نیاز به وابستگی تعادل ایجاد می‌کند.
۵) انگیزه های کارآفرینانه عموما ماهیت عاطفی دارند.
۶) توان تحمل شکست و ناکامی دارد.
۷) کارآفرین خلاق است.
۸) از قابلی تهای رهبری برخوردار است.
۹) می‌تواند ابهامات را تحمل کند.
۱۰) از درک شهودی برخوردار است .
۱۱) امیدوار است.
۱۲) خوش‌بین است.
۱۳) در کار غرق می‌شود.
۱۴) خود انگیز است .
۱۵) مایل است وضعیت موجود را تغییر دهد.
۱۶) لذت‌ها وکامیابی‌ها را برای بدست اوردن لذت‌ها و کامیابی‌های بالاتر به تعویق می‌اندازد.
۱۷) قادر است میان اضداد وحدت ایجاد کند.
۱۸) صادق است.
۱۹) در کار قاطع است.
۲۰) توانایی تفویض اختیار و مسئولیت را دارد.
۲۱) انگیزه پیشرفت در او بالاست.
۲۲) مسئولیت‌پذیر است.
۲۳) انعطاف پذیری دارد.
۲۴) خوداگاه است.
۲۵) بخود عشق می‌ورزد.
● مقدمه
هوش هیجانی داستانی نگفته در پس پدیده کارآفرینی است (کروس،تراواگلون). مک کله لند، فرآیند کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه و یک شیوه زندگی تعبیر مینماید به طوری که خلاقیت و نواوری، عشق به کار و تلاش مستمر، پویایی، مخاطره‌پذیری، اینده‌نگری، ارزش افرینی، ارمان‌گرایی، فرصت‌گرایی، نیاز به پیشرفت، مثبت اندیشی، زیر بنا و اساس زندگی کار افرینانه می‌باشد. در این زندگی شکست مفهومی نداشته و بعنوان پله ای برای بالا رفتن، موقعیتی برای آموختن، تصور ناقصی از واقعیت، ابهامی که در هدف وجود دارد و واقعه ای که هنوز فواید آن تبدیل به سود نشده شناخته می‌شود (صمد اقایی، ۱۳۷۷). خصوصیاتی همچون جستجو به دنبال فرصت‌ها، به جان خریدن خطرات، و اصرار در تحقق ایده‌ها در مجموع دیدگاه خاصی را تشکیل می‌دهند که کارآفرینان را به تصویر می‌کشد (دانلد اف، ریچارد ام. ترجمه عامل محرابی،۱۳۸۳). در این دیدگاه کارآفرینان عبارتند از: افرادی که مهارت‌های عاطفی‌شان به خوبی رشد یافته، از زندگی خویش خرسندند، کارآمد بوده و عاداتی فکری‌‌شان از انها افرادی مولد و کارآمد می‌سازد؛ افرادی که نمی‌توانند بر زندگی عاطفی خودتسلط داشته باشند، درگیرشان در کشمکش‌های درونی‌ مانع تمرکز و تفکر روشن در کار می‌شود (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲).
هوش هیجانی به عنوان عاملی مهم برای موفقیت در محل کار شناخته شده است. کارآفرینان کسانی هستند که در محل کار خود فراتر از هنجار و عرف می‌درخشند و در کار از دیگران پیشی می‌گیرند (تراواگلون، ۲۰۰۳).
● مبانی نظری
بار- اون- هوش هیجانی را مجموعه‌ای از توانایی های غیر شناختی، توانش ها و مهارتهایی تعریف کرده است که بر توانایی رویارویی موفقیت امیز با خواسته ها، مقتضیات و فشارهای محیطی تاثیر می گذارد (به نقل ازسیاروچی وهمکاران،ترجمه نوری ونصیری،۱۳۸۳).
وی سینگر- هوش هیجانی را هوش به کارگیری عاطفه و احساس در جهت هدایت رفتار، افکار، ارتباط موثر با همکاران، سرپرستان، مشتریان و استفاده از زمان در چگونگی انجام دادن کار برای ارتقای نتایج تعریف می کند (وی سینگر،۲۰۰۰/ نقل از خائف الهی،دوستار،۱۳۸۲).
● مولفه های هوش هیجانی بر اساس دیدگاه بار- اون:
۱) خود اگاهی هیجانی
۲) جرات ورزی
۳) عزت نفس
۴) خود شکوفایی
۵) استقلال
۶) همدلی
۷) روابط میان فردی
۸) مسئولیت پذیری اجتماعی
۹) حل مساله
۱۰) واقعیت سنجی
۱۱) انعطاف پذیری
۱۲) تحمل تنش
۱۳) کنترل تکانه
۱۴) خوش بینی
۱۵) نشاط
● دلائل ضرورت توجه به هوش هیجانی در فرایندکارآفرینی
۱) کارآفرینی منبع تضاد هیجانی است:
برای کارآفرین که فعالیت اقتصادی منحصر به فرد خود را در عمل اغاز می‌کند، این تجربه مملو از اشتیاق، عجز و ناکامی، اضطراب و کار سخت است (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی‌یاری، ۱۳۸۳). از آنچه در بالا ذکر شده می توان دریافت که کارآفریندر طول فرایند کارآفرینی با تضادها ی هیجانی فراوانی روبرو می شود،از یک سو اشتیاق و از سوی دیگر عجز و ناکامی و اضطراب.پس چنانچه از لحاظ خوداگاهی هیجانی قوی نباشد نمی‌تواند منابع اشتیاق و یا عجز ناکامی را شناسایی نماید و در نتیجه احتمال موفقیت او بسیار کم می شود. از سوی دیگر فردی که از خودآگاهی هیجانی بالایی برخوردار باشد با شناسایی منابع اشتیاق و تجزیه و تحلیل عوامل،از این نیرو همانند یک عاملی جلو برنده استفاده کرده،منابع اضطراب و ناکامی را از قبل شناسایی و با برنامه ریزی نقش این عوامل را کاهش می دهد.
۲) کارآفرین نیاز به حمایت دیگران دارد :
الف) حمایتهای معنوی و روحی
برای هر کارآفرین لازم است تا پشتیبانی روحی متشکل از خانواده و دوستان داشته باشد. اغلب کارآفرینان اذعان دارند که همسران شان قوی ترین پشتیبان آنها بوده و امکان صرف زمان بیشتربر فعالیت های کارآفرینانه جدیدشان فراهم آورده‌اند. دوستان نیز در شبکه پشتیبانی روحی نقش کلیدی دارند ( هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی‌یاری،۱۳۸۳ ).
ب) حمایتهای تخصصی
کارآفرین در آغاز فعالیت کارآفرینانه نوپای خود علاوه بر تشویق های روحی به راهنمایی و مشورت نیز نیاز دارد. ممکن است یک استاد، همکاری در یک موسسه تجاری یابرخی ازاشنایان این راهنمایی را بر عهده گیرندکه مجموعا شبکه پشتیبانی تخصصی را تشکیل می دهند. (هیسرچ و پیترس، ترجمه فیض بخش و تقی یاری،۱۳۸۳).
ج) حمایت شبکه غیر رسمی
شاهراه جلب حمایت دیگران عواطف است و از کانال عواطف است که می توان نظر دیگران را با رضایت خاطر به همکاری جلب نمود.این امر مستلزم درک وهمدلی بالایی است.چنانچه فردی از عواطف خود اگاه نباشد چه بسا عواطفش خود تبدیل به مانع بزرگی برای دستیابی به اهداف شوند.( رابرت کلی و ژانت کاپلان) برای شناخت عامل متمایزکننده افراد مولد وکسانی که فقط درسطح متوسط کار می‌کنند،از مدیران و کارکنان خواستند از۱۰ تا ۱۵درصد مهندسانی را که مانند ستاره در محیط کار برجسته بودند معرفی کنند. پس از انجام مصاحبه‌های دقیق و مفصل تفاوت‌هایی اساسی در راهبردهای درونی و میان فردی‌ای که «ستارگان» از ان طریق کارشان را پیش می‌بردند، ظاهر شد. یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها توانایی ایجاد رابطه‌ای صمیمانه با شبکه‌ای از افراد صاحب‌نظر بود. کارهای افراد برجسته به این دلیل راحت‌تر پیش می‌رود که آنان وقت خود را صرف برقراری ارتباط‌ صحیح با افرادی می‌کنند که ممکن است بتوانند در شرایط سخت به عنوان بخشی از یک گروه غیر رسمی که سریعا در دسترس خواهند بود،برای حل مشکل یا رفع بحران از انها استفاده کنند. وجود شبکه‌های غیررسمی برای حل مشکلات غیرمنتظره ضروری است. تحقیقی که دربارهاین شبکه‌ها انجام شد نشان می‌دهد «تشکیلات رسمی برای رویارویی آسان با مشکلات قابل پیش‌بینی به وجود آمده‌اند. اما در هنگام رویارویی با مشکلات غیرمنتظره اغلب تشکیلات غیررسمی به کار می‌آیند. شبکه پیچیده‌ای ازپیوندهای اجتماعی درمواردی که همکاران با یکدیگرتماس برقرار می‌کنند شکل گرفته و شگفت‌اور این که با گذشت زمان به عنوان شبکه‌ای ثابت مستحکم می‌گردد. شبکه‌های غیررسمی که از کارایی زیادی برخوردار باشند درازای اینکه تمام اقدامات لازم را انجام دهند به صورت میان‌بر و ضربدری به نتیجه‌ی مورد نظر خود دست پیدا می‌کنند. ستارگان یک تشکیلات معمولا کسانی هستند که با تمام شبکه‌ها اعم از ارتباطی، تخصصی یا مبتنی بر اعتماد، پیوندهای مستحکمی دارند (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲)
۳) یکی از ویژگی های کارآفرینی توانایی ریسک پذیری است
بروک هاوس پس ازانجام تحقیقات خود، مخاطره پذیری را اینگونه تعریف می کند: (( احتمال دریافت پاداش در نتیجه موفقیت فعالیت پیشنهادی (ایده یا طرح) که شخص قبل از این که خود را در معرض پیامدهای ناشی از شکست قرار دهد، آن را تعیین می نماید.)) ( احمد پور،۱۳۸۰). برای شروع هر نوع فعالیت اقتصادی شاید درصدی ریسک پذیری لازم باشد. اما در فعالیت کارآفرینانه، خصوصا از لحاظ اجتماعی و روانی،مصادیق ریسک پذیری بیشتر است. به عبارت دیگرمی‌توان گفت یک کارآفرین از ابرو و اعتبار خویش مایه می گذارد.خطرپذیری یا ریسک نقش مهمی در کامیابی بازرگانی دارد. ریسک پذیری از ویژگی‌های هوش عاطفی به شمار می‌رود. عقل و هوش منطقی به قدرت استدلال کمک می‌کنند اما توانایی پیش‌بینی پیآمدهایی که تصمیم تنها از هوش هیجانی برمی‌آید. دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که از طریق هوش منطقی می‌توان به استخدام درآمد (ویا فعالیت اقتصادی را شروع کرد) اما تنها از طریق هوش هیجانی می‌توان در شرکتی دوام آورد، رشد کرد و به کسب درآمدبیشترو مقام‌های بالاتررسید (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).
۴) ایجاد تعادل بین حس استقلال طلبی و نیاز به وابستگی
عموما کارآفرینان افرادی هستند که می خواهند کار را به شیوه خودشان انجام دهند و کار کردن برای دیگران برایشان دشوار است (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش و تقی یاری،۱۳۸۳).کانجر و لپتیرمن (۱۹۸۴) معتقدند افراد خلاق به استقلال و عدم همنوایی با دیگران تمایل داشته و در مواردی که دستورهایی بر خلاف میل و یا اعتقادات خود دریافت می کنند تمایل دارند از ان سرپیچی نمایند (اقایی،۱۳۷۷). از طرف دیگر کارآفرین نیاز به حمایت داشته و حتی ممکن است در مواردی این امربا نیاز به حمایت از جانب دیگران تداخل پیدا کردهو باعث ایجاد تضاد عاطفی گردد. کارآفرین باید توانایی بالایی در مدیریت عواطف داشته باشد تا بتواند بین میل به استقلال و نیاز به حمایت دیگران تعادل برقرار کند.
۵) انگیزه های کارآفرینانه عموما ماهیت عاطفی دارند
از جمله این انگیزه ها عبارتند از:استقلال طلبی، کسب ثروت،رضایت شغلی، توفیق، فرصت پیشرفت و غیره (هیسرچ و پیترس،ترجمه فیض بخش وتقی‌یاری،۱۳۸۳).انگیزه هاییکه یک فرد را وادار به فعالیت کارآفرینانه می نمایداغلب هیجانی بودهو چنانچه فرد از لحاظ هیجانی به مرحله پختگی نرسیده باشد و به نوعی از لحاظ هیجانی هوشمند نباشد احتمال شکستشخیلی بیشتر است در حالی که احتمال موفقیت فردی با هوش هیجانی بالابیشتر خواهد بود.
۶) تحمل شکست و ناکامی
یکی از مهمترین عواملی که افراد را از دست‌یابی به‌ آن چه که به راستی برایشان مهم است باز می‌دارد ترس از شکست است نه حتی خود شکست (اسمیت،ترجمه هدایت،۱۳۸۲).تنها کسانی به موفقیت‌های بزرگ دست می‌یابند که شهامت قبول شکست‌های بزرگ را داشته باشند. (جان کندی به نقل از کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). پذیرش شکست، قد خم نکردن در مقابل ان، سر پا ایستادن و ادامه فعالیت جهت رسیدن به موفقیت و لو با سبک و شیوه‌ای دیگر از ویژگی های افراد کار افرین است.وقتی زندگی یک کارآفرین را بررسی می کنید با تاریخچه ای از شکستها و ناکامی ها روبرو می‌شوید اما کارآفرین هیچگاه نا امید نشده و در واقع قانون شکست را از قوانین جاری بازی می داند پس خیلی راحت با آن کنار می اید. به عقیده وینستون چرچیل: موفقیت یعنی از شکستی به شکستی دیگر رسیدن بدون این که از اشتیاق فرد کاسته شود. (به نقل از کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). در زندگی کارآفرینانه شکست مفهومی جز «موقعیتی برای آموختن»، «تصویر ناقصی از واقعیت»، «ابهامی که در هدف وجود دارد» و «واقعه‌ای که هنوز فواید ان تبدیل به سود نشده» ندارد (اعرابی،۱۳۸۱).
۷) خلاقیت
درونمایه کارآفرینی خلاقیت است. خلاقیت خود بنیانی انگیزشی دارد و به همین دلیل حفظ خلاقیت درگرو حفظ انگیزه افراد است. خلاقیت مبتنی بر اراده ادمی است. درحقیقت خلاقیت حق انتخاب و قدرت تصمیم گیری برای انتخاب است . قسمت اعظم دانش خلاق و شهودی هر فرد بر مبنای هوش هیجانی است.عواطف باعث خلاقیت، مشارکت، ابتکار عمل و دگرگونی می‌شوند.این واکنش قلبی است که نبوغ خلاق و شهود را شعله‌ور می‌سازد، ما را با خود صادق می‌گرداند، روابط اطمینان‌بخش برقرار می‌کند، تصمیمات مهم را مشخص می‌کند، قطب‌نمای درونی برای زندگی و کار فراهم می‌اورد و ما را به پیشآمدهای غیر مترقبه و راه‌حل‌های موفقیت‌امیز رهنمون می‌شود.عشق نیازی مبرم، حیاتی و همگانی است که تبلور ان شکوفایی و خلاقیت می‌افریند و کمبود آن انسان را به فساد و تباهی می کشاند (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).
۸) فعالیت رهبری:
رهبری یک از ویژگی های کارآفرینی است. یکی از ویژگیهای مهم رهبران موفق برخورداری ازهوش هیجانی بالاست. این قابلیتها و صلاحیت ها برای عملکرد در بیشتر مشاغل حیاتی و ضروی هستند. مطالعات انجام شده در هزاران سازمان نشان می‌دهد حدود دو سوم از صلاحیت‌ها و قابلیت هایی که با عملکرد عالی و مناسب همراه هستندمشخصات اجتماعی و هیجانی از قبیل خود کنترلی، انعطاف پذیری، پایداری، همدلی و توانایی سازش و به سر بردن با دیگران را در بر می‌گیرند(بویاتزسر ۱۹۸۲،لوسچ‌ سر کویک۱۹۹۰،مک لاندا ۱۹۹۹، زیر ۱۹۹۶،۱۹۹۴ اسپندر ۱۹۹۳). همچنیندر موقعیت های رهبری تقریبا ۹۰% از کفایت ها و قابلیت های ضروری برای موفقیت ماهیتی هیجانی و اجتماعی دارند (گلمن،۱۹۹۸به نقل از اسدی).مسینجر یاداور می‌شود: کسی که دیگران را رهبری می‌کند ابتدا باید خوداگاهی کاملی داشته باشد . خودمدیریتی در مرحله اول به خوداگاهی وابسته است (وتن وکمررون ترجمه بابایی،۱۳۷۹). هوارد گاردنر می‌گوید: رهبران انهایی هستند که با حرف یا عمل خود به وضوح بر رفتارها، افکار و احساسات تعداد مشخصی از پیروان خود تاثیر می‌گذارند. (به نقل از کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). مدیرانی که از هوش هیجانی برخوردارند رهبران موثری هستند. رهبر موثر کسی است که کارها را با حداکثر کیفیت و کمیت، عملکرد عالی، با کسب رضایت و تعهد کارکنان انجام می دهد. رهبران خود کنترلی را به سازمان القاء می کنند مشخصه‌ای که ریشه در هوش هیجانی انان دارد (خائف الهی و دوستار، ۱۳۸۲).
۹) تحمل ابهام
سر و کار داشتن با ابهام و عدم قطعیت از ویژگی‌های مهم کارآفرین است (جی مردیث،ای.نک،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان،ص۴۵). قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی، توانایی ادامه حیات با دانشی ناقص درباره محیط و تمایل به اغاز فعالیتی (یا ارائه طرح یا اندیشه‌ای) مستقل بی انکه شخص بداند آیا موفق خواهد شد یا خیر (جزای ۱۹۹۳ به نقل از احمدپور،۱۳۸۰). در دهه ۱۹۸۰ انجمن مدیریت امریکا با انتشار نتایج یک مطالعه نتیجه گرفت که مدیران بسیار موفق ابهامات و ناشناخته‌ها را بهتر از سایر مدیران تحمل می‌کنند. کسانی که تحمل ابهامشان زیاد است معمولا درک پیچیده‌ای دارند. انان به اطلاعات بیشتر توجه کرده، اشارات را تعبیر و تفسیر می‌نمایند و در سبک ‌شناختی‌شان ادراکی خواهد بود. بررسی ها حاکی از ان است که افرادیبا پیچیدگی شناختی و تحمل بالای ابهامات اطلاعات را بهتر منتقل می‌کرده ونسبت به ویژگی‌های درونی دیگران (بخصوص در حین ارزیابی عملکرد در محیط کار) حساس هستند، همچنین در مواجهه با شرایط ابهام رفتاری انعطافی و تطابقی دارند. مدیرانی که تحمل ابهام زیادی دارند به احتمال قوی در اقدامات خود نوعی کارآفرینی و خلاقیت داشته،در محیط‌هایپیچیده اطلاعات کمی را برمی‌گزینند و معمولا حرفه‌های تخصصی را که شامل وظایفی متنوع می‌شوند، اختیار می‌کنند. به علاوه افراد با پیچیدگی شناختی و تحمل ابهام زیاد در محیط‌ های مملو از اطلاعات، از انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند (وتن و کمرون، ترجمه بابایی،۱۳۷۹). تحمل ابهام خود از سه متغیر جزیی تشکیل می‌شود که از ملاک های ازمون بادنر بوده‌اند. نوپذیری اولین ملاک است که به میزان تحمل انسان در برابر اطلاعات یا شرایط جدید مربوط می‌شود. دومین مورد پیچیدگی است که نشانگر میزان تحمل اطلاعات متعدد، متمایز و نامربوط است. سومین ویژگی پاسخ ناپذیری یا لاینحل بودن است که به میزان تحمل در برابر مسائل مشکل، راهکارهای پنهان، عدم دسترسی به اطلاعات و عدم ارتباط اجزای مساله با یکدیگر مربوط است (وتن و کمرون،ترجمه بابایی،۱۳۷۹). بین ایده تا نتیجه نردبانی به نام ابهام قرار داردکه جنس آن از عواطف و هیجان است.گاهی این نردبان انقدر کوتاه است که صاحب ایده از به نتیجه رسیدن محروم می ماند. به عنوان نمونه فرانسیس کریک و جیمز واتسون بعضی قسمت‌های ناقص مطالعه ساختار مولکول دی‌ان‌ای را در اثر منتشر شده لینس پولینگ یافتند که او خود نتوانست به خاطر کشفش شهرتی کسب کند زیرا نمی‌توانست ناهمخوانی و تضاد را به اندازه‌کافی تحمل کرده و برای ساختار شکلی مارپیچ در نظر گرفت که کاملا مشابه شکل واقعی آن نبود. بسیاری از ما نیز عقیده‌ای خلاق را ابراز می‌داریم ولی وقتی مسائل واقعی ساده نیستند تحمل خود را از دست می‌دهیم و ممکن است پیش از موقع بهترین راه‌حل ممکن یا کمک را پذیرفته یا تحت فشار روسا، شرکاء یا مشتریان خود برای اتمام کار قرار گیریم و از رسیدن به نتیجه مطلوب بازبمانیم (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). قدرتِ تحمل ابهام خود حاصل ویژگی‌هایی نظیر اعتماد به خود،قدرت پیش بینی، امیدواری و برخورد فعال با پدیده‌ها می‌باشد که در نهایت فرد به امید دست یافتن به نتایج دلخواه موقعیت مبهم را تحمل می‌کند.
۱۰) شهود
یکی از ویژگی‌های افراد خلاق وکارآفرین توانایی شهودی است. شهود در فلسفه عبارتست از: شکلی از شناخت و دانش که مستقل از تجربه و دلیل است. توانایی شهود از ویژگی های ذاتی ذهن است (دیکشنری اینکارتا۲۰۰۰). شهود یک نوع قدرت پیش بینی غیر استدلالی است و ریشه در ناخودآگاه دارد. اگرفرد از خود‌آگاهی مناسبی برخوردار باشد پذیرش شهود خیلی بیشتر خواهدبود. اما اگر خوداگاهی فرد ضعیف باشد شهود به حداقل می¬رسد. برای رسیدن به زندگی خلاق به این باور و احساس غریزی اطمینان از خود احتیاج دارید تا بتوانید از منابع موجود حداکثر استفاده را ببرید. از نظر سورکین - یکی از بزرگترین روان‌شناسان و فلسفه‌دانان-حقیقت سه نوع است: حسی، عقلانی و شهودی. اصیل‌ترین و عمیق‌ترین انها حقیقت شهودی است که بسیاری از افراد پیشتاز در تجارت ان را استعداد نهفته یا قدرت تشخیص می‌نامند (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).به عقیده سورکین این همان منبع اصلی دانش فردی است. توانایی تصمیم‌گیری برپایه شم و بصیرت ارزشمندترین دارایی کارآفرینانه و حاصل سال‌ها تجربه برای اتخاذ تصمیمات لازم در موقعیت‌های بسیار پیچیده است. هرچه محیط پیرامون شما بیشتر تغییر کند ضرورت قضاوت و تصمیم‌گیری براساس شم و بصیرت بیشتر احساس می‌شود.در این مسیراشتباهاتی پیش می‌آید اما باید سریعا‌ انهارا تشخیص داد و دست به اصلاح زد. شهود ارتباط نزدیکی با شعور عاطفی دارد و می‌تواند برای موفقیت فردی و شغلی ارزش بسزایی داشته باشد(کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). شوشانا زابوف استاد دانشکده هاروارد می‌گوید: سازمان‌هایی که به شهود اعتماد نمی‌کنند در اشتباه هستند. شهود احساسی مافوق حواس جسمانی است. شهود با شعور عاطفی رابطه‌‌ای نزدیک دارد و ابعاد شهود عاطفی را نیز در برمی‌گیرد (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). اغلب مدیر عاملان شرکت‌های موفق قادر بودند با استفاده از شهود آینده را بیش از انچه انتظار می‌رفت پیش‌بینی کنندامآمدیر عاملان شرکت‌هایی که دچار کمبود بودجه بودند پایین‌تر از حد میانگین امتیاز اوردند. در مطالعات اخیردیده شد که از نود و سه برنده جایزه نوبل هفتادو دو نفر پس از شانزده سال به این نتیجه رسیدند که شهود در کشفیات علمی و خلاق نقش مهمی دارد. این مطالعه نشان می‌دهدکه بیشتر شرکت‌های ممتاز به وجود شهود و انواع شعور عاطفی پی‌برده‌اند. توجه به احساسات غریزی به ویژه هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم می‌تواند ارزشمند باشد (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).
۱۱) امیدوار بودن
یکی از ویژگی‌های کارآفرینان امیدواری است. آشنایی در دریافت افرادی که امید زیادی دارند ویژگی‌های معین مشترکی دارند که از ان میان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: توانایی برانگیختن خود، احساس کاردانی کافی برای یافتن راه‌های دستیابی به هدف، قوت قلب دادن به خود زمانی که در تنگنا قرار می‌گیرند، برخورداری از انعطاف پذیری لازم برای یافتن راه‌های مختلف جهت دست‌یابی به اهداف خود یا در صورت عدم موفقیت، توانایی جابجایی این اهداف با اهداف دیگر و دارا بودن این منطق که هر تکلیف دشوار را به بخش های کوچک‌تر قابل انجام تقسیم کنند. از دیدگاه هوش هیجانی امیدوار بودن به این معناست که فرد در مواجهه بااضطراب فشاراور - نگرشی حاکی از شکست یا افسردگی در رویارویی با چالش‌ها یا موانع دشوار-تسلیم نخواهد شد. در واقع افراد امیدوار در تعقیب اهداف خود در طول زندگی‌شان کمتر دچار حالت افسردگی ‌شده، در کل اضطراب کمتری دارند و درماندگی‌های عاطفی در آنها کمتر است (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲)
۱۲) خوش بینی
یکی دیگراز ویژگی‌های کارآفرینان خوش بینی است.خوش‌بینی به معنای امید و اطمینان قوی و پایدار داشتن به این است که در کار و زندگی همه چیز علی‌‌رغم شکست‌ها، زیان‌ها، سختی‌ها و ناکامی‌ها به خوبی پیش خواهد رفت (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).از دیدگاه هوش هیجانی خوش ‌بینی نگرشی است که افراد را در رویارویی با رویدادهای دشوار در مقابل افتادن در گرداب بی‌تفاوتی، ناامیدی و افسردگی مقاوم می‌سازد. خوش‌بینی همانند امید که خویشاوند نزدیک ان است زندگی ما را پربار می‌سازد. سلیگمن خوش‌بینی را در شیوه‌ای می‌داند که افراد موفقیت‌ها و شکست‌های خود را برای خودشان تعریف می‌کنند. افرادی که خوش‌بین هستند شکست را چیزی می‌بینند که می‌توانند ان را تغییر داده ودر نوبت بعدی به موفقیت مبدل سازند در حالی که افراد بدبین به خاطر شکست خود را سرزنش کرده،آن را به خصیصه‌ای دیرپا در وجود خود نسبت می‌دهند که قادر به تغییر ان نیستند (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). یکی از بارزترین جلوه‌های تاثیر خوش‌بینی در برانگیختن افراد در تحقیقی نمایان می‌شود که سلیگمن درموردبازاریاب‌های همکار با شرکت بیمه‌ موت‌‌لایف انجام داد. سلیگمن دریافت بازاریاب‌های تازه‌کاری که به طور ذاتی خوش‌بین بودند در دو سال اول اشتغال به این کار ۳۷% بیشتر از افراد بدبین افراد را بیمه کردند.همچنین در خلال نخستین سال رها کردن کار در میان افراد بدبین دو برابر خوش‌بین‌ها بود (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). درچندین مطالعه که افراد شاد در مقایسه با افراد غمگین و یا افراد نه شاد و نه غمگین بررسی شدند، دیده شد که این افراد دارای اهدافی بلند پروازانه و عالی می‌باشند، انتظار موفقیت بیشتری دارند و بیشتر برنامه‌ها و راهبردهایی را مورد استفاده قرار می‌دهند که حکایت از خوش‌بینی، خلاقیت و انسجام شخصیتی بیشتر انان نسبت به دیگران دارد. جالب‌تر اینکه یافته‌ها نشان می‌دهد برخورداری از خلق مثبت واقعا به افراد کمک می‌کند تا بهتر عمل نمایند، موفقیت بیشتری کسب نمایند و نتایج درخشان‌تری بدست اورند (سیاروچی وهمکاران ترجمه نوری ونصیری،۱۳۸۳). پس می‌توان گفت در پرتو همین خوش بینی است که کارآفرین غیر ممکن را ممکن می سازد.
۱۳) غرقه شدن در کار
یکی دیگر از ویژگی‌های کار افرینان غرق شدن در کار است. غرق شدن در کار بهترین حالت از هوش هیجانی است. شاید غرق شدن بیانگر حد نهایی استفاده از هیجان‌ها برای ارایه عملکرد یا فراگیری مطلبی باشد. در حالت غرق شدن هیجان‌ها نه فقط وجود داشتهو کانالیزه شده‌اند، بلکه با عملی که فرد در حال انجام ان است همراه می‌شوند، به ان نیرو می‌بخشند و نقشی مثبتدر ان خواهند داشت. گرفتار شدن در چنگال ملال حاصل از افسردگی یا بی‌قراری حاصل از اضطراب، از بروز حس غرق ‌شدن جلوگیری می‌کند. قرارگرفتن در حالت غرق‌شدن در کار احساس برجسته‌ای به فرد می‌دهد. نشانه غرقه شدن بروز احساس لذتی خودجوش و حتی می‌توان گفت نوعی از خود بی‌خود شدن است (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). حالت غرق شدن فقط زمانی ظاهر می‌شود که فرد در اوج توانایی خود باشد، یعنی در وضعیتی که بر مهارت‌هایش بخوبی تسلط داشته و مدارهای عصبی مغز او در کارآمدترین وضعیت خود باشند (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). زمانی که مغز از نظر کارآمدی در اوج قرار دارد مانند مواقع غرق شدن، ارتباطی دقیق میان مناطق فعال و مقتضیات کار در دست انجام دیده می‌شود. در این حالت حتی کار دشوار می‌تواند به جای انکه خسته کننده به نظر برسد روحیه دهنده یا نیروبخش‌تر باشد. پیشرفت‌های خلاق به غرق شدن همه جانبه در یک فکر بستگی دارند.غرقه شدن در کار پیش‌نیاز تسلط بر صنعت، حرفه یا هنر می‌باشد (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). سی‌زنتمالی این حالت را صراحت می‌نآمد. صراحت عبارت است از این که شخص به طور کامل مجذوب تجربیات خلاق و لذت‌بخش شده و به هیچ چیز دیگری اهمیت ندهد (به نقل از فراهانی).
۱۴) خود انگیزی
یک کارآفرین باید از توانایی خود انگیزی بالایی برخوردار باشد. زیرا کارآفرین در مسیری قدم می‌گذارد که مشوق های بیرونی بسیار اندکیخواهد داشتلذا انگیزه‌ای که بتواند عوامل تاثیر گذار را در کنار هم قرار داده و برایند حاصل را به‌سوی هدف متمرکز نماید باید از درون خود کارآفرین بجوشد.تلاش، استعداد و هدف شما هر چه باشد بدون داشتن انگیزه درونی قوی در به کارگیری انها (بدون تعهد عاطفی) احتمالا پیشرفت چندانی نخواهید داشت. هگل فیلسوف المانی می‌نویسد: هیچ کار بزرگی در دنیا بدون علاقه انجام نگرفته است. بیشتر مدیران و رهبران دریافته‌اند که انگیزه ضروری‌تر از دانش یا مهارت‌های فنی است. گذشته از همه این مغز نیست که ما را به حرکت وامی‌دارد بلکه قلب است (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). توانایی جهت دادن احساسات به سوی پایانی پرثمر،استعدادی برتر است.این عمل خواه کنترل تکانه و به تاخیر انداختن کامرواسازیباشد و خواه تنظیم حالات روحی خود به گونه‌ای که به جای محدود کردن حیطه‌ی فکر راه‌گشای ان باشد، برانگیختن خود جهت پایداری و تلاش، تلاش مجدد در رویارویی با موانع یا پیدا کردن راه‌هایی برای غرقه شدن در کار و به این ترتیب کارآمدتر عمل کردن ان را شامل شود، از نیروی هیجان‌ها در هدایت تلاشی کارساز حکایت می‌کند (گلمن،ترجمه پارسا،۱۳۸۲). تنها کافی است خودم باشم ان وقت این حالت بسیار هیجان‌انگیزخواهد بود(اسمیت؛ترجمه هدایت،۱۳۸۲).
۱۵- تغییر وضعیت موجود
ژان پل سارترفیلسوف فرانسوی می‌نویسد: عواطف، منبع تغییرات سحرانگیز در دنیا هستند (نقل ازکوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). یکی از ویژگی‌های کارآفرینان تمایل به تغییر در وضعیت موجود است. پذیرفتن تغییر مستلزم شعور عاطفی است نه خردگرایی فنی که راهنمای اولیه است (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). تغییر کلمه‌ای است که معمولا مورد استقبال زیادی قرار می‌گیرد اما کمتر کسی هست که در عمل، مقابل تغییر مقاومت نکند. زیرا فرد با موقعیت فعلی در یک نوع هارمونی و هماهنگی به سر می‌برد و لذا ما می‌بینیم افراد زیادی از شغل و موقعیت فعلی خود ناراضی هستند اما حاضر به تغییر ان نیستند. موانع تغییر بیشتر از جنس عواطف و هیجانها می‌باشند. از سوی دیگر نیروی لازم برای تغییر باز از جنس عواطف است. به عبارت دیگر مانع و یا سایق تغییر،عواطف و هیجانهای فرد است. لذا کسی که خواهان واقعی تغییر است ابتدا باید از خوداگاهی هیجانی بالایی برخوردار باشد تا بتواند این تضاد را برطرف نمودهو در مسیر تغییر گام بگذارد.
۱۶) توانایی به تعویق انداختن لذت‌ها وکامیابی ها برای بدست اوردن لذت‌ها وکامیابی‌های بالاتر
کارآفرینان افرادی هستند که توانایی قابل توجه‌ای در زمینه به تعویق انداختن لذتها وکامیابی‌ها انی و زود گذر دارند. به عبارت دیگر این افراد جهت به دست اوردن نتایج مطلوب‌تر از نتایج کوتاه و انی صرفه نظر می‌نمایند. کوپر این توانایی را یکی از جلوه‌های هوش هیجانی می‌داند. به نظر می‌رسد توانایی ظهور هر از چندگاه کامیابی‌ها، نشانه‌ای ازنمایش استعدادها و نوعی مهارت اساسی در انسانهاست که به طورخلاصه به ان هوش احساسی یا استعداد عاطفی می‌گوییم (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).
۱۷) ایجاد وحدت اضداد
کارآفرینان افرادی هستند که می‌توانند ویژگی های متضادی را در درون خود تجربه نمایند. مثلا می‌توانند درعین استقلال وابسته، در محیط کار درعین جدی بودن شوخ طبع، و در عین ریسک پذیری محتاط و محافظه کار باشند. یکی از ویژگی‌های کارآفرینان تفکر خلاق است. تفکر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی کاملا زنانه)، وابستگی به غیر و اتکای به خود (خصلتی کاملا مردانه) است (بهمنی،۱۳۸۴). کارآفرینی یعنی مشاهده فرصت‌ها در شرایطی که دیگران تنها هرج و مرج، ‌تناقض، ‌تضاد و ابهام را متوجه می‌شوند؛ همچنین دستیابی وکنترل منابع برای دنبال نمودن این فرصت‌ها (احمدپور، ۱۳۸۰). مفهوم وحدت اضداد را می‌توان در تحقیقات مک کنیون و باراون و همکارانش در انستیتیوی ارزیابی و تحقیقات شخصیت واقع در دانشگاه کالیفرنیا و برکلی دید. انان دریافتند افراد مورد بررسی فوق العاده بوده‌اند.انان همزمان ویژگی‌های مردانو زنان را داشته،استقلال و وابستگی را درکنارهم دارا بوده، خودکاری بیشتری داشته ونسبت به این ویژگیهای متضاد پذیراتر و بارزتر هستند. این واقعیت در مطالعات متعددی درباره افراد خلاق روشن شده است.تحقیقات بارون و مک کنیون نشان داده است افراد بسیار خلاق ازهمتایان کمتر خلاق خود مذکرتر و هم مونث‌تر بوده و در تفکر خود مستقل ترند ولی در عین حال از پیشنهادها و اطلاعات ارائه شده توسط دیگران با اغوش بازتری استقبال می‌کنند. انان وفق پذیرتر و در عین حال خود رای ترند. بیشتر اهل تفریح و نیز جدی تر و سخت کوش ترند. شوخ طبع تر و در عین حال عبوس‌ترهستند (تورنس۱۹۷۹، نقل از اقایی،۱۳۷۷). اگر فرد از خوداگاهی مناسبی برخوردار نباشد در موقعیت‌هایی که چنین تجارب متضادی را تجربه می‌کند دچار اضطراب و نگرانی می‌شوددر حالیکه خود نیز از علت ان بی‌خبر است، لذا به طور ناخودآگاه از پردازش تجارب متضاد دوری می‌کند و به این شیوه با خود کنار می‌آید. اما افرادی که از خوداگاهی مناسبی بر خوردارند می‌دانند که چه تجاربی را تجربه می‌نمایند و لذا در هر موقعیت متناسب با آن وضعیت قادر به تجربه تجارب متفاوت ومتضادی خواهند بود. یکی از نتایج اصلی معجزه عاطفی گردهم آوردن شهود و استعدادهای مجزا، اهداف و قابلیت‌ها، مردم و امکانات در کل است (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).
۱۸) یکی از ویژگیهای مهم کارآفرینی صداقت است
اکثر کارآفرینان یکی از عوامل مهم در پیشرفت‌شان را صداقت ذکر می‌کنند. صداقت یعنی: توجه به ندای قلب. صادق بودن ازنظر عاطفی مستلزم اطاعت از احساسات قوی حقیقت درون است که قسمت عمده‌ای از این احساسات از اعماق شعور عاطفی سرچشمه می‌گیرد و شبکه ارتباطی ان با ضمیر ناخودآگاه و وجداندر ارتباط است و انگاه بر ضمیر باطن منعکس شده و متناسب با ان عمل می‌کند (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). کالین مارشال مدیر عامل شرکت هواپیمایی بریتیش ایرویز،یکی از بزرگترین شرکت‌های تک شعبه‌ای در دنیا با نه میلیون دلار فروش،عقیده دارد که صراحت و صداقت عاطفی از عناصر حیاتی بوجود آورنده بهترین عملکرد در سازمانش هستند (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). صادق بودن از نظر عاطفی به معنای قدرتمند بودن،واقعی‌تر بودن و به خود توجه کردن است که پیش ‌نیاز توجه و احترام به دیگران است (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).صداقت به طور طبیعی از هدف، وجدان و تعهد عاطفی نشات گرفته و این آخرین ویژگی ژرفای عاطفی و نقطه اوج شخصیت و لازمه عزت نفس و اعتبار در زندگی و کار است (کوپر،ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷). شواهد نشان می‌دهد که تنها با داشتن صداقت زیاد و استعدادهایی بسیار خلاق است که انسان‌هایی قدرتمند برای رسیدن به اوج کمال خواهیم بود (کوپر، ترجمه عزیزی، ۱۳۷۷).
۱۹) قاطعیت در کار
یکی از ویژگیهای افراد کارآفرین قاطعیت در کار است؛ یعنی در پی‌گیری کار تا حصول نتیجه نهایی از کار دست نمی‌کشند. هایم و جین‌بر قاطعیت در کار را مستلزم داشتن پنج مهارت اساسی میدانند.
۱) جهت‌یابی جدی.
۲) توانایی انجام کار.
۳) کنترل اضطراب‌ها و ترس‌ها.
۴) روابط انسانی خوب در کار.
۵) هنر مذاکره و گفتگو (هایم و جین بر،چینی۱۳۷۵). از پنج مهارت ذکر شده چهار مورد ان از مولفه‌های هوش هیجانی می‌باشند.
۲۰) تفویض اختیار و مسئولیت
یکی از ویژگی‌های کارآفرین رشدگرا آن است که اجازه می‌دهد دیگران سهمی در قدرت او داشته باشند. تفویض اختیار و مسئولیت به دیگران مستلزم ریسک‌پذیری است (جی مردیث، ای.نک، ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). هرچه بتوانید اختیار بیشتری را با موفقیت واگذار کنید وقت بیشتری خواهید داشتتا به فعالیت‌های بیشتری بپردازید که تاثیر بیشتری بر موفقیت اینده سازمان‌تان دارد. (جی مردیث،ای.نک،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). تفویض اختیار و مسئولیت مستلزم اعتماد به خود و خوش بینی است. کسی که از خوش بینی لازم برخوردار نباشد نمی‌تواند به دیگران اعتماد کند و به انها اختیار بدهد.
۲۱) انگیزه پیشرفت
کارآفرین کسی است که می‌تواند خود را برانگیزاند تا در کار خود بازدهی لازم را داشته باشد (جی مردیث،ای.نک ،ای نلسون،ترجمه نبی ئیان). انگیزه پیشرفت یکی از مولفه‌های هوش هیجانی از دیدگاه گلمن می‌باشد. همه تمایل به پیشرفت را دارند. اما تنها برخی می‌توانند این تمایل را به انگیزه قوی تبدیل نمایند. این انگیزه در واقع برایند نیروهای درونی فرد می‌باشد. به زبان دیگر انگیزه پیشرفت در واقع همان تمایل به خود شکوفایی است . به نظرمک کله‌لند نیاز پیشرفت سایقی است که می‌تواند رفتار را تقریبا در تمام موقعیت‌ها نیرومند ساخته و هدایت کند (کوستنر و مک کله‌لند/نقل از شولتز۱۹۹۸).مک کله‌لند براساس تحقیقاتی که انجام داده است پیش‌بینی کرد که افرادی که نیاز زیادی به پیشرفت در مشاغل و فعالیت‌های روزمره‌شان دارند جویای موقعیت‌هایی هستند که امکان ارضای این نیاز را به انها بدهد. انها معیارهایی را برای پیشرفت خودشان تعیین می‌کنند و به طور جدی برای برآوردن آن می‌کوشند.
۲۲) مسئولیت پذیری
از ویژگی های بارز کارآفرین مسئولیت پذیری است.حس پایبندی به مسئولیت از قلب شما نشات می‌گیرد. نمی‌توان ان را از خارج به دست اورد . اصولا پای‌بندی به تعهد ندای وجدان است که می‌توان ان را درونی‌ترین صدای شهود دانست (کوپر، ترجمه عزیزی،۱۳۷۷). مسئولیت‌پذیری در پرتو خودآگاهی عاطفی امکان‌پذیر است. مسئولیت‌پذیری مستلزم توان تصمیم گیری در مواقع بحرانی است. شرایطی که اگر فرد از لحاظ عاطفی به پختگی لازم دست پیدا نکرده باشد، توان تصمیم‌گیری را ندارد و درمانده می‌شود.
۲۳) انعطاف پذیری
یکی از ویژگی‌های مهم کارآفرینان انعطاف‌پذیری آنها است.یک فرد انعطاف‌پذیر، دارای سه خصلت اساسی است که او را نسبت به یک فرد متعصب متمایز می‌سازد:
۱) استفاده از عقل و منطق در برخورد با مسایل
۲) تحقیق و بررسی درباره مسایل
۳) حفظ اعتدال عاطفی و عقلی
انعطاف‌پذیری مستلزم ان است که انسان هم از لحاظ عاطفی و هم از نظر عقلی بر خود مسلط بوده و اعتماد به نفس داشته باشد. در واقع فرد انعطاف‌پذیر از چنین تفکری برخوردار است: من در مقابل سختی ها و گرفتاری‌ها می‌توانم بردبار بوده، یا در صورت لزوم جهت کارم را تغییر داده و ان را یا اصلاح نمایم زیرا در متعادل بودن خود شکی ندارم (گراسمن، ترجمه چمن زار،۱۳۷۸.)
۲۴) خوداگاهی
زمانی که فرد نسبت به هویت خوداگاه باشد و تصویری از ان چه در زندگی می‌خواهد به آن برسد داشته باشد، مبانی لازم برای رفتن به دنبال رویاها را برای زندگی بهترخودفراهم کرده است (استرمن گراهام به نقل از اسمیت،ترجمه هدایت،۱۳۸۲). کارآفرینان ازجمله افرادی هستند که به دنبال تحقق رویاهای خود هستند. اگرفرد از احساساتی که تجربه می‌کنداگاه باشد در واقع کلید کنترل و هدایت خویشتن را در دست دارد.خود آگاهی در خود کنترلی نقشی محوری و اساسی ایفا می‌کند (جانسون و ایندویک، ۱۹۹۹.به نقل از خائف الهی ودوستار، ۱۳۸۲).
۲۵) عشق به خویشتن
یکی از ویژگی‌های افراد کارآفرین توانایی دوست داشتن خویشتن است. دوست داشتن خود کار آسانی نیست زیرا در این صورت باید همه ابعاد وجودی خود از جمله بعد منفی را که پست و از نظر اجتماعی ناپسند است را دوست بداریم. این توانایی پایه خوداگاهی محور هوش عاطفی است زیرا وقتی با بعد منفی سرشت خود مواجه می‌شویم به خود اختیار می‌دهیم:
- در بعد درخشان طیف عاطفی به رشد بیشتری برسیم (شعور عاطفی دامنه گسترده‌ای دارد برای بسیاری احساسات هر چقدر که بعد تاریک، تاریک‌تر باشد بعد روشن درخشان‌تر است).
- با شناخت کامل‌تر سرشت واقعی خود، خود را بیشتر باور کنیم. در بسیاری موارد، این شناخت ما را برای تغییر و رشد آزاد می‌گذارد.
- بعد تاریک خود را بپذیریم، تجربه کنیم و هدایت کنیم به جای انکه آن را سرکوب کرده و در نتیجه باعث فوران ان در بدترین مواقع و بشکلی غیر منتظره شویم.
- خود را از گناه، تنفر، پشیمانی یا خجالتی که مربوط به احساسات از بعد منفی است رها سازیم. با خودازمایی شجاعانه و گفتگوی صادقانه و ازادانه با دیگران روابط خود را بهبود بخشیم.
- اضافه بار عاطفی یا به گفته رابرت بلای کوله بار غیرقابل رویتی که در پشت خود حمل می‌کنیم را رها سازیم (کوپر،ترجمه عزیزی،۱۳۷۷).
● نتیجه گیری:
با توجه به دلائل ذکر شده در مورد اهمیت و نقش هوش هیجانی در فرایند کارآفرینی ضروری است که در کارگاههای ترویج کارآفرینی به این مقوله توجه شود.
برای پرورش نسلی مولد و خلاق از کارآفرینان ضروری است به پرورش مولفه‌های هوش هیجانی بخصوص در دوره کودکی توجه لازم مبذول شود. دکتر ابوالفضل کرمی
دکتر فرامرز بهرامی
اقای جعفر مقصودی