تبلیغات
"/> "/> آفرینش پویا - بررسی نقش کسب و کارهای خانگی در اشتغال زایی و کارآفرینی جوانان

چكیده

با توجه به رقابت فزاینده ای که میان جوامع بوجود آمده بیشتر این رقابت سمت و سویی بر سر منابع و سرمایه ها دارد. یكی از مهمترین این سرمایه ها، سرمایه انسانی است. خوشبختانه به دلیل جوان بودن جمعیت كشور سرمایه انسانی بالقوه ای وجود دارد كه قطعا هدایت و برنامه ریزی خاصی را  برای توانمندسازی و سپس جذب آنها در ساختار اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی كشور می طلبد. یکی از این برنامه ریزی ها توجه ویژه به کسب و کارهای خانگی به عنوان راهکاری کم هزینه و یکی از اصلی ترین مزیت های رقابتی و استراتژی های کلان دهه آینده میان جوامع بشمار می رود. از این رو  توجه به مقوله كارآفرینی جهت دستیابی به راهکارهای جدید، بخصوص كارآفرینی جوانان بیش از پیش توجه سیاستگذاران و تصمیم سازان را به خود جلب نموده است. این نوشتار تلاش می نماید تا با معرفی كارآفرینی به عنوان یك حوزه تفكر جدید با طرح مسئله كار، موانع و انگیزه اشتغال جوانان و  نقش کسب و کارهای خانگی در این فرایند را بررسی می نماید.

 واژگان کلیدی: اشتغال جوانان، بیکاری، كارآفرینی، ترویج و توسعه كارآفرینی، کسب و کارهای خانگی.

 بیان مسئله

در جهان حاضر رویکرد و نگرش جدید انسان ها به زندگی براساس رقابت ها و تحولات فزاینده در بخش های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جوامع سبب گردیده تا احتمالا در دهه آینده، حتی برای زندگی معمولی روزانه نیز باید رقابت نمود. اینچنین خواهد بود كه مسائل و مشكلات زندگی روزمره شكل متفاوت تری از قبل به خود می گیرد. در این میان یكی از این چالش ها، مسئله كار و منبع درآمد برای زندگی بخصوص زندگی جوانان می باشد که با توجه به فزونی و تغییرات جمعیتی، کمبود منابع، ورشکستگی کسب و کارها، رکودهای پیاپی اقتصادی و تغییر سلایق و انتظارات مشتریان و ... شرایط جدی تری را نسبت به سایر معضلات اجتماعی به خود گرفته است. خود اشتغالی و ارتقای شركت های تجاری كوچك اكنون بصورت یك دستور‌العمل در سطح ملی خود را نشان داده و انتظار می‌رود تا این شركت ها بتوانند نقش كانال های جایگزین را در پدیده اشتغال بازی نمایند. در این سناریو جوانان3 چالش ویژه‌ای را پیش روی دارند. هر ساله صد ها هزار نفر از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی به بازار كار پیوسته و در جستجوی اشتغال پرمنفعت می‌باشند. از اینرو، چالش پیش روی نه تنها مواجهه با مشكل جمعیت بزرگ افرادی است كه دارای شغل تمام وقت نبوده و یا آنكه اصلا از اشتغال بی‌بهره مانده‌اند، بلكه جذب نیروهای جدید به بازار كار نیز می‌باشد. در هر دو موقعیت، جوانان جمعیت اكثریت را بخود اختصاص داده‌اند. در سالیان اخیر برنامه‌های آموزشی تاسیس مشاغل نوپای تجاری توجه ویژه‌ای را در بین موسسات دولتی و سازمان های مدنی بخود اختصاص داده و بعنوان روشی برای ارتقای شركت های اقتصادی كوچك و جذب نیروی كار در حال فزونی، مطرح گردیده اند. ویژگی مهم رشد اقتصادی در یك كشور اقداماتی است كه بوسیله افراد كلیدی اتخاذ می‌شود و بر اساس آن تغییرات و فعالیت های توسعه تحقق می‌پذیرد. این افراد بنام كارآفرینان خوانده می‌شوند، چرا كه توانایی شناسایی نیازها در محیط خود را داشته و قادرند منابع مناسب را گردآوری نموده و بر اساس آن، به منظور برطرف نمودن نیازها اقدامات لازم را عملی سازند.

در نتیجه هدف كلی از ترویج كارآفرینی، مشاركت در ایجاد فرهنگ كارآفرینی در جامعه یا كشور می‌باشد. البته در این نوع برنامه ها شروع فوری یك خط‌مشی كارآفرینی یا خوداشتغالی برای جوانان مدنظر نمی‌باشد. بلكه هدف آگاهی بخشیدن به آنها و اجرای برخی از تمارین مرتبط با ایجاد فرصت ها، چالش ها، رویه‌ها، خصیصه‌ها و دیگر منابع اطلاعاتی مربوط به خوداشتغالی و آغاز بكار یك شغل كوچك به منظور كمك به جوانان با آموزش مناسب برای كاربرد این موارد در آینده است.

تشخیص موانع و محدودیت‌ها که بر سر راه جوانان قرار می‌گیرد و مانع راه‌اندازی یک کسب و کار جدید توسط آنها می‌شود، و نیز تعیین مشوق‌ها و محرک‌هایی که راه‌اندازی یک کسب و کار را تبدیل به یک انتخاب مناسب برای جوانان می‌کنند به عنوان یک چالش اساسی پیش روی بسیاری از کشورها قرار گرفته است. همانگونه که عنوان شد امروزه ایجاد بنگاه های اقتصادی كوچك و زود بازده در عرصة بیشتر نظام های اقتصادی دنیا، به عنوان یک ضرورت پذیرفته شده است. در این میان، كسب و كارهای خانگی که یکی از شکل های این فعالیت های اقتصادی است، به واسطة کارکرد و مزایای خاص خود، به سرعت رشد و توسعه یافته است. كسب و كارهای خانگی از نظر ایجاد شغل و نوآوری در تولید و عرضة كالا و خدمات و سنخیت با تکنولوژی IT و تجارت الکترونیک، موجب تنوع و دگرگونی زیادی در بازارهای مختلف شده است، که می‌تواند برای اكثر افراد، به ویژه جوانان بستر مناسبی برای راه‌اندازی آسان و سادة فعالیت های اقتصادی فراهم آورده و نقطة شروع مناسبی برای ورود به بازار کار محسوب ‌شود. محققان عقیده دارند، امروزه به علت نارضایتی از فرهنگ و فضای سنتی کسب و کارها و سازمان های بزرگ، تعداد فزاینده ای از افراد تصمیم به ترک این سازمان ها می گیرند که این روند با توجه به اعمال محدودیت های بیشتر از جانب شرکت ها سرعت بیشتری پیدا می کند. به علاوه، جوانان و زنان نیز به علت عدم انعطاف پذیری سازمان ها و همچنین سیاست های خانوادگی، بیشتر از گروه های بزرگسال و مردان به ترک سازمان ها تمایل دارند. این افراد پس از ترک سازمان در صورت توانایی مالی، اقدام به راه اندازی کسب و کارهای شخصی خود و در صورت عدم توانایی مالی، در حیطه کسب و کارهای خانگی و در منازل شخصی خود فعالیت اقتصادی انجام می دهند .(Smith & Hutchinson, 2001)

از این رو سئوالی که فلسفه وجودی این نوشتار را موجب گردید در این راستا مطرح می گردد که در مسئله کارآفرینی جوانان، کسب و کارهای خانگی چه نقشی دارند؟

در این مضمون، و جهت پاسخگویی به سئوال مطروح، این مطالعه نگاهی نزدیک‌تر خواهد داشت به عوامل مهم در فعالیت‌های کارآفرینی، نظیر رفتارهای فرهنگی در مقابل کارآفرینی، آموزش و پرورش، حمایت تجاری، قوانین، بودجه، محیط و برنامه‌های ترویج و ارتقاء برای کارآفرینی. در این مطالعه قرار است بر اساس مطالعات کتابخانه ای با بررسی‌ مقوله بیکاری در جهان و ایران و ارائه آمار در این زمینه، پروسۀ پیچیدۀ آغاز خوداشتغالی و ایجاد کارآفرینی جوانان، مورد بررسی قرار گیرد و نقش کسب و کارهای خانگی را در جهت دستیابی به این مهم ترسیم نمود. در پایان این مقاله می‌توان روی عواملی که باعث ایجاد موانعی بر سر راه کارآفرینی جوانان می‌شود بحث کرد و سیاست‌هایی برای برون رفت از این موانع اندیشید.

مروری بر ادبیات تحقیق

در این بخش جهت آشنایی بیشتر با مبانی نظری تحقیق، ابتدا با بررسی مسئله بیکاری و بیکاری جوانان ضمن ارائه آمار جهانی و ایران در این خصوص، نسبت به معرفی کسب و کارهای خانگی به عنوان یکی از بهترین راهکارهای برون رفت از معضل بیکاری پرداخته و نهایتا اهمیت و ضرورت اقتصادی و اجتماعی این کسب و کارها و تشریح انواع آن از نظر خواهد گذشت.

بیکاری4 جوانان

یکی از مهم‌ترین چالش‌های اکثر دولت‌ها در دهه‌های آتی، کاهش نرخ بیکاری جوانان خواهد بود. چرا كه تا چند دهه دیگر بیش از دو میلیارد زن و مرد جوان در سراسر دنیا به سن اشتغال خواهند رسید. بر اساس برآوردهای سازمان بین المللی كار(ILO) با وجود حدود 100 میلیون دختر و پسر جوان بیکار در سرتاسر دنیا، نیاز به ایجاد اشتغال برای جوانان، غیرقابل انکار است. در بسیاری از كشورها، جوانان، حاشیه نشینان جامعه را تشكیل می دهند. طبق برآوردها، 320 میلیون نفر از كودكان و جوانان در سنین 12 تا 18 سالگی در سراسر دنیا از مدرسه رفتن محرومند. امروزه در دنیا بیش از یك و نیم میلیارد جوان پانزده تا بیست و شش ساله وجود دارند كه بیست درصد جمعیت جهان را تشكیل می دهند. جوانان و كودكان هر دو با هم 45 درصد جمعیت جهان را به خود اختصاص می دهند. جوانان با سطح بالایی از عدم امنیت اقتصادی و اجتماعی روبرو می باشند. در اغلب كشورها بیشترین جمعیتی كه در معرض بیكاری قرار دارند، افراد جوانی هستند كه برای اولین بار وارد بازار كار می شوند. میزان بیكاری جوانان عموما 2 تا 3 برابر بیش از میزان بیكاری بالغان در كل دنیاست(اهی گینز، 1997). سازمان ملل نیز به لحاظ اهمیت موضوع، یكی از اهداف هشت گانه هزاره خود را فراهم كردن كار مناسب برای جوانان قرار داده است و میزان بیكاری جوانان یكی از 48 نماگر هدف هزاره می باشد.

یك علت بالا بودن میزان بیكاری جوانان نسبت به میزان بیكاری كلی، این است كه جست و جوكنندگان كار برای اولین بار به دلیل نداشتن تجربه كاری و دستیابی محدود اطلاعات فرصت های شغلی، با مشكلات بیشتری مواجه هستند و چون اغلب این افراد، جوان هستند، نرخ بیكاری آنها بالاتر از نرخ بیكاری بالغان می شود. دلیل دیگر اینكه میزان ترك شغل(جابجایی شغل) در بین كاركنان جوان تر بیشتر است و این احتمال هم وجود دارد كه در فاصله دستیابی به شغل دیگر، مدتی هم بیكار بمانند(ILO,2001). استعداد جوانان در بیشتر موارد برای آنكه به مشاغل مناسب و مولد دسترسی ندارند؛ ناشناخته باقی می ماند. جوانان از یك گروه هم جنس نیستند. چشم انداز شغلی آنها بر حسب جنس، سن، سطح تحصیلات، قومیت، موقعیت بهداشتی و معلولیت و ... متفاوت است. از دیگر سوی اگر به وضعیت و شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ایران توجه نمائیم درخواهیم یافت ایران با فراوانی جمعیت جوان مواجه است و جوانان زیادی پیوسته به جرگه جویندگان کار می پیوندند. گفتنی است در حال حاضر متولدین سال های 1360 تا 1365 كه در حدود 9 میلیون نفر هستند به سن اشتغال رسیده اند و جمعیت 24 ساله ها در سال های بعد از سال 85 تا 89 به 9/1 میلیون نفر خواهد رسید که رشد این رقم نسبت به سنوات گذشته بی سابقه است. همچنین تعداد ورودی به دانشگاه ها در سال 83 حدود 350 هزار نفر بوده که این رقم در سال های 85 و 86 به 730 هزار نفر رسیده و رقم ورودی به دانشگاه ها در سال 86 به بالاترین میزان خود نسبت به سالیان قبل یعنی یک میلیون نفر رسیده است و در این مورد بعد از چهار سال، سالانه با یک میلیون نفر فارغ التحصیل متقاضی کار مواجه می شویم. در سال گذشته تعداد بیکاران کشور حدود 7/2 میلیون نفر بوده که 7/1 میلیون نفر آن در سنین 15 تا 24 سال بوده اند که از آن به عنوان موج اول تقاضای کار نام برده می شود. جمعیت 25 تا 29 ساله ها موج دوم تقاضای ورود به بازار کار محسوب می شوند که در سال جاری این جمعیت متقاضی ورود به بازار کار می باشند(جهانگیری،1387).

 آمارهای سال 1385 نشان می دهد حتی 12/10 درصد از دانش آموختگان جوان آموزش عالی توانایی یافتن شغل مناسب برای خود را ندارند. حدود 81 درصد از آنها شاغل و حقوق بگیر هستند(4/62 درصد حقوق بگیر بخش دولتی و 6/18 درصد حقوق بگیر بخش خصوصی)، 7 درصد كارفرما هستند و 10 درصد به صورت مستقل كار می كنند. حدود 14 درصد نیز در شغل های نامناسب مشغول به كارند( انتظاری، 1388).

بر اساس آمار منتشره از سوی نشریه میدل ایست پالیسی در گزارش اقتصادی ایران در سال 2005 نرخ بیكاری به طور متوسط 5/12 درصد بوده است. رشد اقتصادی ایران نیز در سال 2005 به 4/5 درصد رسید و این در حالی است كه رشد تولید ناخالص داخلی بخش غیر نفتی 8/5 درصد تخمین زده می شود. بر اساس این گزارش در سال 2005 مصرف بخش دولتی در ایران 1/4 درصد و مصرف بخش خصوصی 5/6 درصد رشد یافته است. این نشریه همچنین متوسط نرخ تورم را در ایران 1/14 درصد و رشد نقدینگی در اقتصاد ایران را در سال 2005 ، 9/28 درصد اعلام نموده است. این نشریه در پایان رشد جمعیت ایران را در سال 2005 ، 6/1 درصد برآورد كرده است(عربی، 1385).

در همین راستا نرخ مشاركت زنان 7/17 درصد و در مقابل، مردان 7/65 درصد گزارش شده است(مركز اطلاعات و آمار زنان، 1386). بر اساس سرشماری فوق نرخ بیكاری زنان 35/23 درصد و مردان 81/10 درصد بوده است. ملاحظه می شود كه نرخ بیكاری زنان در كشور حدود دو برابر نرخ بیكاری مردان است(همان).

از دیگر سوی طی مطالعات انجام شده اکثریت قریب به اتفاق جوانان ترجیح می دهند در یک سازمان شغل های متفاوت داشته باشند تا بین سازمان ها تغییر شغل بدهند. این کاملا مغایر با روح کارآفرینی است و زنگ خطری برای جوامع است چرا که حدود 80 درصد جوانان دوست ندارند بیش از 5 شغل در کل دوره های کاری خود داشته باشند این در حالی است که تنها 65 درصد آنها واقعا فرصت انجام این کار را دارند. از طرفی ایجاد كسب وكارهای جدید به معنی افزایش ظرفیت اقتصاد كشور و رشد كسب وكارها نیز به معنی استفاده از حداكثر ظرفیت های موجود و ایجاد ظرفیت جدید می باشد. ایجاد و توسعه كسب وكار یكی از ابزارهای مؤثر توسعه اقتصادی است. به ویژه اگر گستردگی و توزیع جغرافیایی كسب و كارها بالا باشد، هدف های توسعه اقتصادی مانند فقرزدایی، توزیع درآمدها و توسعه عدالت اجتماعی نیز از طریق توسعه كارآفرینی قابل دستیابی است. با نگاهی به آمار بانك جهانی(جدول شماره 7) رتبه ایران در شاخص های كسب و كار مناسب نمی باشد و این خود یكی از عوامل بازدارنده كارآفرینی جوانان در ایران و به تبع آن فزونی نرخ بیكاری می باشد.

جدول(7)، رتبه ایران در شاخص های كسب و كار بر اساس اعلام بانك جهانی

سال 2006- 20010

سال

رتبه

2006

113

2007

119

2008

138

2009

142

2010

137

 کسب و کارهای خانگی5

نگاهی گذرا به وضیعت اقتصادی و اجتماعی جهان نشان می دهد که کسب و کارهای خانگی رشد فزاینده و قابل توجهی داشته و نقش مهمی در تولید ناخالص ملی کشورهای پیشرفته صنعتی دارا می باشند. موسکه6 2005 معتقد است که کسب و کارهای خانگی عمدتا برای انتساب به آن دسته از عملیات تجاری گفته می شود که در قدم نخست در یک اقامتگاه خصوصی انجام می شوند یا در یک بنیاد خانگی متمرکز باشند. کسب و کارهای خانگی معمولا در بخش کسب و کارهای بسیار کوچک(کسب و کارهای کمتر از پنج کارمند) دسته بندی می شوند(holmes & Smith,2008). این نوع کسب و کارها همچنین وابستگی زیادی به نوی ویژگی های فردی شخص مالك كسب و كار دارند. مالک کسب و کار خانگی در هر مورد خاص، نیازها و انگیزش های متفاوتی برای هدایت کسب و کارش دارد. با این حال امروزه تحقیقات و اطلاعات محدودی در این بخش صورت پذیرفته است. حیطه کسب و کار خانگی عمدتا به کسب و کارهایی اشاره دارد که در اقامتگاه ها یا منازل شخصی انجام می گیرند. به علاوه این نوع اقامتگاه ها به طور معمول محل زندگی و سکونت فرد نیز می باشند(Smith & Hutchinson,1994).

کسب و کارهای خانگی به کوچکترین نوع کسب و کار گرایش دارند(Carter et al, 2004). این کسب و کارها به فعالیت های تجاری تک نفره یا دو نفره شباهت دارند(همان) و فروش های سطح پایین را شامل می شوند (Mason, 2008) و گردش مالی آنها نیز پایین است(Carter et al,2006). بیش از 75 درصد صاحبان این کسب و کارها بیش از 40 ساعت در هفته کار می کنند.(Mason, 2008) و افرادی که در این کسب و کارها مشغول به کار هستند ممکن است در یک هفته کاری به کسب و کارهای پاره وقت و یا نیمه وقت دیگری نیز بپردازند ( .(Carter et al., 2004

صاحبان کسب و کارهای خانگی علاقه بیشتری به استفاده از سرمایه های شخصی مانند کارت های اعتباری و پس انداز دارند تا اینکه از سرمایه های کسب و کار مانند قرض، حواله یا خرید با شرایط مدت دار استفاده نمایند(همان). شاید علت اصلی این مورد تمایل آنها به توفیق طلبی و رشد شخصی باشد(همان). البته داده های بدست آمده از تحقیقات نشان می دهند که کسب و کار های خانگی شباهت کمتری نسبت به کسب و کار های سنتی دارند(Carter et al, 2004, 2006).

اهمیت اقتصادی و اجتماعی کسب و کارهای خانگی

از جمله مشاغل کوچک و متوسط، مشاغل خانگی است که هزینه بالایی را به خانواده ها تحمیل نمی کند و در عین حال می تواند سبب افزایش درآمد و در نهایت تولید ثروت در کشور شود. ضرورت توسعه کسب و کارهای خانگی از جمله راهکارهای مناسب برای توسعه اشتغال های خرد و متوسط به ویژه برای جمعیت وسیعی از زنان و جوانان که دارای مهارت کافی در انجام برخی از کارها هستند اما به دلیل بازار نامناسب اشتغال نمی توانند جذب بازار شوند، می باشد. تجربه بسیاری از کشورها نشان می دهد مشاغل خانگی راهکاری مناسب برای کاهش نرخ بیکاری و فراهم ساختن زمینه اشتغال زنان و جوانان، محسوب می شود.

فعالیت اقتصادی در محیط خانگی و یا محل هایی در مجاورت محل زندگی، امکان مشارکت اعضای خانوار برای انجام یک فعالیت اقتصادی مشترک، جلوگیری از رفت و آمدهای شهری و در نهایت صرفه جویی هزینه های اجتماعی و در کنار خانواده بودن یکی از اعضای سرپرست خانوار، از جمله مزایای مشاغل خانگی است.

کسب و کار های خانگی به عنوان شرکت کنندگان عمده در ایجاد ثروت اجتماعی و پایگاه های اجتماعی، بخشی ضروری از کسب و کار را تشکیل می دهند. بر اساس نظریه هورگان (2001) "فرصت های کاری خانگی نشت اقتصادی منطقه ای را کاهش می دهد و موجب رشد اشتغال و کم کردن هزینه های سربار اقتصادی شده و در نهایت، وسیله ای برای رشد اقتصادی منطقه ای است." در واقع این امر که افراد بیشتر ترجیح می دهند نیاز های خود را در نزدیک ترین مکان ممکن تامین کنند، دلیلی برای بوجود آمدن کسب و کارهای خانگی در مناطق مختلف است که موجبات نگه داشتن حجم پولی و فعالیت های مبادله ای در آن مناطق می شود گه این امر خود باعث ایجاد فرصت های کاری بیشتر و افزایش اشتغال در آن مناطق می شود(Horgan,2001;SMERC,2002).

با توجه به آمار گیری های انجام گرفته در استرالیا، کسب و کارهای خانگی بزرگترین جامعه کاری را از لحاظ تعداد کسب و کار تشکیل می دهند. به علاوه، بر اساس تحقیقات صورت گرفته در سال 2001 این کسب و کارها بیشترین رشد بخش کسب و کاری با 16 درصد رشد در مقایسه با کسب و کارهای کوچک با 11 درصد، کسب و کارهای متوسط با 5 درصد و کسب و کارهای بزرگ با حدود 2 درصد، داشته اند. این دلایل، این بخش را به عنوان یکی از مهمترین تشکیل دهندگان اقتصاد ملی مطرح ساخته است(Consulting,2002; Swan,2001; staanger,2000).

در واقع با اینکه این بخش به جهت عدم پرداخت مالیات بابت فعالیت اقتصادی اش ممکن است مشکلاتی را برای دولت ایجاد کند اما به جهت کاهش هزینه های سنگین اشتغال زایی برای دولت و همچنین رونق فعالیت های اقتصادی و افزایش تولید ناخالص ملی، منافع بسیار بیشتری برای دولت دارد. این نکته نیز قابل توجه است که در اقتصاد های غیر پیشرفته، این نوع فعالیت ها می تواند موتور محرکی برای ایجاد کسب و کارهای بزرگتر و رونق اقتصادی شود. این نوع فعالیت ها با توجه به سرمایه کمتر مورد نیاز برای آغاز فعالیت می تواند انتخاب جایگزین مناسبی برای افرادی باشد که توان مالی بالایی ندارند كه بیشتر این افراد با توجه به تجربه كم و توان مالی پایین در زمره جوانان قرار می گیرند.

از زمانی که کسب و کارهای خانگی به طور محسوسی بخش عمده ای از کسب و کارهای کوچک استرالیا را تشکیل دادند، به جهت کمبود اطلاعات کاربردی در زمینه نوع و میزان اشتغال در این بخش، در ذهن عموم مردم باورهای نادرستی در مورد این نوع کسب و کارها شکل گرفت. این باور ها شامل این تفکرات بود که بیشتر افراد شاغل در این بخش را زنان تشکیل می دهند، بیشتر حرفه ها در این بخش مربوط به صنایع دستی و روستایی است، این نوع کسب و کارها فقط توسط شخص مالک گردانده می شود و هیچ نوع استخدامی در این بخش انجام نمی گیرد، این کسب کارها خارج از محیط های حرفه ای کاری و بیشتر روی میز آشپزخانه انجام می گیرد، این کسب و کارها سهم عمده و قابل توجهی در سبد درآمدی خانوار ندارند، این کسب و کارها برای پول تو جیبی و به صورت پاره وقت انجام می گیرند(Holmes, Smith & Cane,2008). اما حقیقت چیز دیگری است؛ بر اساس پژوهش های صورت گرفته در کشورهای پیشرفته صنعتی، یک کسب و کار خانگی واقعی بیشتر اوقات توسط مردان تجارت پیشه ای که به طور تمام وقت مشغول به کار هستند انجام می گیرد و در 30 درصد موارد این کسب و کارها تا پنج نفر را در استخدام خود دارند. حتی پس از انتشار دستاورد های این پژوهش ها، این نوع کسب و کارها همچنان در مقایسه با تجارت خانه های سنتی، به عنوان یک کسب و کار موجه و واقعی در نظر گرفته نمی شوند. در حقیقت، بیشتر این کسب و کارها به عنوان یک کسب و کار متداول آغاز به کار می کنند، با این تفاوت که محل آغاز به کار آنها در منازل مسکونی است. موارد ذکر شده همگی دلایل خوبی برای تحقیقات جدی تر در زمینه کسب و کار خانگی هستند(Walker & Webster,2006).

دسته بندی کسب و کارهای خانگی

کسب و کارهای خانگی عموما به دو دسته تقسیم می شوند: کسب و کارها در خانه و کسب و کارها از خانه. این دسته بندی معمول ترین نوع دسته بندی برای این نوع از کسب و کارها است(Newbery & Bosworth,1998).

جدول (8)، دسته بندی انواع کسب و کار خانگی

کل(%)

زنان(%)

مردان(%)

نوع

32

40

25

در خانه

68

60

75

از خانه

در تشخیص اینکه اصولا چگونه می توان یک فعالیت را کسب و کار یا سرگرمی تلقی کرد نیز باید دقت زیادی اعمال شود. برای انجام یک دسته بندی موفق پرسش های زیادی می تواند انجام گیرد:

1.        فعالیت اصولا اهداف تجاری در بر دارد یا خیر؟

2.        این فعالیت بیش از یک هدف و تمایل صرف است؟

3.        در فعالیت مورد نظر اهداف و چشم انداز سود آوری وجود دارد؟

4.        تکرار و تداوم در کار دیده می شود؟

5.   آیا فعالیت، طراحی، سازماندهی و مدیریت می شود؟  و...

پاسخ این پرسش ها می تواند این نکته را روشن کند که آیا فعالیت را به طور کلی می توان کسب و کار تلقی کرد، تا در مرحله بعد نوع کسب و کار را مشخص کنیم.

روش تحقیق

در این پژوهش، از روش مطالعات كتابخانه ای ساختاریافته برای پاسخ گویی به مساله تحقیق استفاده شده است. تحقیقات علوم انسانی از الگو‌های تبیینی و نظام‌های مفهومی مختلفی بهره می‌جوید و از اهداف تحقیقی متفاوتی برخوردار است. تکنیکی که در این پژوهش مورد استفاده می گیرد، روش کتابخانه ای است. همانطور که می دانیم در تحقیقات كتابخانه ای محقق به استناد منابع، در خصوص موضوعی خاص به مطالعه می پردازد، این نوع تحقیق اغلب عاری از فرضیه می باشد. به عبارت دیگر مطالعه كتابخانه ای، پژوهش توصیفی به شمار می رود.

 یافته های تحقیق

با بررسی تحقیقات و پژوهش های مرتبط با موضوع كسب و كارهای خانگی بخصوص شرایط راه اندازی و موقعیت این كسب و كارها در كشورهای انگستان و استرالیا، همچنین بررسی گزارش سال های 2008 و 2009 دیده بان جهانی كارآفرینی و تحقیقات در مورد بیكاری، بخصوص بیكاری جوانان و با تجزیه و تحلیل محتوایی این مطالب، یافته های نگارندگان در جهت پاسخگویی به سئوال این تحقیق در ذیل از نظر می گذرد.

در سپتامبر 2000 در «بیانیۀ هزاره» که توسط «مجمع عمومی سازمان ملل» تصویب شد، سران سیاسی و دولتی در مورد مشکل بیکاری جوانان بحث کردند و رأی به این دادند که «استراتژی‌هایی تنظیم و اجرا کنند که به جوانان در هر کجا یک شانس حقیقی داده شود تا کاری در خورد و سودمند بیابند.» این هیات به دنبال اولین جلسه‌اش در جولای 2001، یک سری توصیه و پیشنهاد در این زمینه مطرح کرد که چگونه وقتی جوانان(بین 15 تا 25 سال) وارد بازار کار می‌شوند، بتوان برایشان موقعیت شغلی مناسب فراهم کرد. این هیات، چهار اولویت را برای اشتغال جوانان تعریف کرد:

ــ قابلیت استخدام / اشتغال

ــ فرصت‌های برابر برای زنان و مردان جوان

ــ ایجاد اشتغال و نهایتا کارآفرینی.

محققینی كه به موضوع کارآفرینی جوانان می پردازند، روی اهمیت کارآفرینی در ایجاد توسعۀ اقتصادی و ایجاد اشتغال برای جوانان تأکید دارند. لذا راهی كه در این میان به عنوان یكی از راهكارهای مهم جهت حل معضل اشتغال بیشتر خودنمایی می‌كند، ایجاد شرایط لازم برای خود اشتغالی، كارآفرینی مستقل و توسعه كارآفرینی برای كل جامعه است.

وقتی جذابیت های کارآفرینی در بین افراد جوان کاهش یابد و جوانان به دنبال خدمات اجتماعی پایدار و با ثبات باشند، این امر به وضوح نشان دهنده نیاز برای توسعه فعالیت کارآفرینی است. از این رو نیاز به آشنایی با این حوزه تفكر جدید در جامعه بیش از پیش احساس می گردد كه برای پاسخگویی به این نیاز در ادامه به ارائه مطالبی در جهت آشنایی با كارآفرینی و اهمیت و چگونگی ترویج و توسعه آن همراه با آمارهای منتشره از سوی دیده بان جهانی كارآفرینی می پردازیم.

 با توجه به تعاریف کارآفرینی و کسب وکار باید اذعان داشت وقتی کارآفرینی را دو وجه می دانیم که یکی از وجوه آن شامل خلاقیت و نوآوری و کسب و کار می باشد در وجه دیگر مسئله تشخیص و ارزیابی و بهره برداری از فرصت ها مطرح است در می یابیم که کسب و کار در دل کارآفرینی است و شاید بتوان عنوان نمود یکی از خروجی های کارآفرینی ایجاد کسب و کار و اجرایی نمودن این کسب و کار توسط کارآفرین است. کسب و کار تنها فرایند خرید و فروش و عرضه و تولید و کسب سود را شامل می شود و کاری به قبل از تاسیس کسب و کار و بعد از آن ندارد و این کارآفرین است که برای موفقیت کسب و کار فرایندی را طرح ریزی می کند تا برای تمامی مراحل از قبل از تاسیس کسب و کار تا بعد از آن و حتی حفظ و نگهداری آن برنامه ریزی کرده و کسب و کار را با نوآوری و تشخیص مناسب فرصت های اطراف با حداقل منابع در دسترس در جاده بقاء رهنمود نماید.

ترویج و توسعه کارآفرینی جوانان

دیده بان جهانی کارآفرینی( 7(GEMتوسعه کارآفرینی را افزایش ادراکات، گرایشات، نرخ انواع فعالیت ها و اشتیاق کارآفرینانه در کشورها تعریف می نماید. توسعه كارآفرینی به افزایش احتمال و نرخ و وقوع رفتار كارآفرینانه در كلیه ابعاد كارآفرینی اطلاق می شود. در واقع، اگر هدف دولت­ها و نخبگان جوامع، ایجاد كسب و كارهای جدید، استفاده از ظرفیت­های بی استفاده، توسعه ظرفیت­های موجود، حل مشكلات اجتماعی، عدالت اجتماعی و ... است، توسعه كارآفرینی راهی است كه آنان را به سر منزل مقصود می­رساند. كوشش هایی مانند افزایش فرصت­هایی كارآفرینی، افزایش علاقه و انگیزه شهروندان برای انجام فعالیت­های كارآفرینانه، توانمند سازی آنها برای موفقیت در اجرای فرایند كارآفرینی، ایجاد مكانیزیم­های حمایت و هدایت كارآفرینان، بیانگر اقدامات توسعه­ای در یك كشور است(دفتر دیده بان جهانی كارآفرینی در ایران، 1388).

توسعه قابلیت­های كارآفرینی: یکی از سیاست­های مهم دولت ها در توسعه­ی کارآفرینی و ایجاد قابلیت­های کارآفرینی است. این قابلیت­ها شامل :

1- دانش كارآفرینی: شامل ایده­پردازی، انتخاب ایده، تدوین طرح کسب و کار و ...

2- مهارت­های كارآفرینی: شامل کارگروهی، مذاکره، ارتباطات و ...

3- نگرش كارآفرینی: شامل دیدگاه نسبت به زندگی، دیدگاه نسبت به نقش فرد در جامعه و بینش فرد نسبت به آینده است.

لذا همانگونه که شرایط کارآفرینی از کشوری به کشور دیگر فرق می‌کند، جوانان نیز برای راه‌اندازی یک کسب و کار جدید با انگیزه‌ها و موانع مختلفی مواجه می‌شوند. باید میان کشورهایی با سطوح توسعۀ اقتصادی مختلف(و یا کشورهای در حال گذار اقتصادی)، به‌خصوص بین کشورهای توسعه‌یافته، در حال توسعه، و جهان سومی، تفاوت قائل شد. در مورد کشورهای جهان سومی، اطمینانی وجود ندارد که کارآفرینی بر جوانان تأثیر بگذارد و این به دلیل فقدان شرایط مناسب اقتصادی، جامعۀ تجاری قابل دوام، فرصت‌های بازار، و نیز قدرت پایین خرید مشتری است. بدین‌ترتیب، به منظور اجتناب از ارزیابی‌های غیرواقعی و توصیۀ سیاست‌های غلط، همواره باید تحلیلی از محیط‌ها، پتانسیل‌ها، و امکانات کارآفرینی در مضمون واقعیت‌های اقتصادی هر کشور مورد توجه قرار گیرد. از طرفی باید به تفاوت بین کارآفرینی جوانان و بزرگسالان نیز توجه جدی شود. جوانان، به تناسب سنشان و تجارب شغلی و زندگی محدودشان، در طی پروسۀ راه‌اندازی یک تجارت جدید، با موانعی روبه‌رو می‌شوند که با آنچه بزرگسالان با آن درگیرند، تفاوت‌هایی دارد، شیوه‌های ایجاد انگیزه در هر یک از این دو گروه برای انجام فعالیت‌های کارآفرینی، با وجود مشوق‌ها و انگیزه‌های یکسان، با دیگری تفاوت دارد.

با توجه به گزارش دیده بان جهانی كارآفرینی GEM(2008- 2009) در خصوص وضعیت درك فرصت ها و قصد كارآفرینی و ترس از شكست متوجه می شویم رتبه ایران در میان 51 كشور به ترتیب 33 و 19 و 18 می باشد. در نتیجه بخوبی می توان مشاهده نمود كه برای برون رفت از مشكل بیكاری و كارآفرینی جوانان در كشور باید به ترتیب به درك فرصت ها توسط جوانان كه در اصل قلب و آغازگر فرایند كارآفرینی است بیش از پیش در آموزش توجه گردد كه به عنوان یكی از ضعیف ترین شاخص های ایران در گزارش دیده بان جهانی كارآفرینی GEM عنوان گردیده است، همچنین در ادامه این روند باید به شاخص های قصد كارآفرینی و ترس از شكست نیز توجه دو چندان شود.

از این آمار اینچنین استنباط می گردد كه در حالی که ایرانی ها ترس نسبتا كمی از شکست دارند(58/32 درصد، با رتبه 18 در بین 51 کشور)، و با برخورداری نسبتا كمی از قابلیت های کارآفرینانه(با71/54 درصد و رتبه 25)، فرصت های کارآفرینانه کمتری(85/30 درصد با رتبه 33) را تشخیص می‌دهند. چرا که در فرایند کارآفرینی، فرصت و شناخت آن از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در واقع فرصت، امکان انجام چیزی به صورت متفاوت و بهتر از شیوه های فعلی می باشد. در اصطلاحات اقتصادی انجام چیزی به صورت متفاوت به معنای نوآوری است که این ممکن است به صورت معرفی یک محصول جدید یا سازماندهی شرکت با یک شیوه متفاوت باشد، بهتر از شیوه های فعلی به معنای این است که محصول، مطلوبیتی را با توانایی ارضای نیازهای بشری، ارائه می کند که محصولات فعلی از انجام آن ناتوانند.(طالبی،1387). همچنین راه های تقویت تشخیص و کشف فرصت ها عبارتند از؛ هوشیاری کارآفرینانه یا داشتن اطلاعات مفید در حوزه مورد کاربرد، دانش و تجربه پیشین، یادگیری، تفاوت قیمت ها و... که قطعا توجه سیاستگذاران به شناسایی و افزایش هر یک از عوامل یاد شده در افراد می تواند در فزونی جایگاه شاخص تشخیص فرصت ها در کشور تاثیرگذار باشد.

همچنین شاخص کارآفرینی نوپا با گرایش بین المللی(با 8/14 درصد با رتبه 23 در بین 51 کشور) در ایران، نسبتا پایین است. در واقع بسیاری از فعالیت های کارآفرینانه در ایران معطوف به داخل بازارهای داخلی است. از این رو، کارآفرینی در ایران می‌باید عمدتا" با محوریت گرایش نوآوری و بین المللی توسعه یابد، که در این صورت سهم ایران از بازارهای جهانی افزایش یافته و رشد و توسعه اقتصادی نیز سرعت بیشتری می‌یابد.

اقدام به کارآفرینی، عملا با راه اندازی کسب و کار شروع می شود. بنابراین آسانی یا سختی راه اندازی کسب و کار از جمله عوامل موثر بر توسعه کارآفرینی است. در کشورمان، 62 درصد مردم بر این باورند که راه اندازی کسب و کار در ایران سخت است. در نتیجه شرایط محیط كسب و كار می تواند در انگیزه یا ایجاد مانع برای شروع یك فعالیت كارآفرینانه برای جوانان بسیار موثر باشد(دفتر دیده بان جهانی كارآفرینی در ایران، 1388).

یكی دیگر از راه های مناسب برای اشتغال زایی جوانان توجه به كسب و كارهای كوچك است، كسب و كارهای كوچك برای مشاغل دارای 50 نفر كارمند یا كمتر تعریف شده است كه به هدف مالیات ارزش افزوده ثبت شده است. این نوع كسب و كارها به عنوان منبع مهم اشتغال‌زائی دیده می‌شوند. كسب و كارهای كوچك 99.7% از مشاغل در آمریكا را در بر گرفته‌اند و در اروپا تنها 1% از كسب و كارها بیش از 50 نفر كارمند دارند. تاكید مهم بر این است كه كسب و كارهای كوچك و متوسط (SMEs) نقش مهمی در پایین آوردن سطوح بالای بیكاری ایفا می‌نمایند كه می توان كسب و كارهای خانگی را نیز در زمره این نوع كسب و كارها قرار داد.

فاکتور های تاثیر گذار جهت شروع یک کسب و کار خانگی و به تبع آن كاهش بیكاری

قبل از اینکه فردی تصمیم به راه اندازی یک کسب و کار خانگی بگیرد باید به نکات زیر توجه کند(Baruchm, 2010):

1.       ماهیت کار: آیا کار مورد نظر با تکنولوزی های در دسترس فرد تطابق دارد یا خیر؟

2.       ظرفیت فردی: همه افراد نمی توانند کار موثری را در خانه انجام دهند

3.       سازماندهی: انجام یک فعالیت نظام مند در خانه نیازمند داشتن توان سازماندهی و فرهنگ آن می باشد

4.    قلمرو خانگی: راه اندازی یک کسب و کار در فضای خانه علاوه بر اینکه نیازمند فضای فیزیکی است، به فضای اجتماعی و روابط مناسب خانوادگی نیز نیاز دارد.

تمام عوامل بالا تقریبا در یک درجه اهمیت قرار دارند و در تمام مقالات و تحقیقات مرتبط نیز به یک میزان مورد توجه قرار گرفته اند. بر اساس این فاکتورها مدلی 4 سطحی برای راه اندازی یک کسب و کار خانگی(شكل-2) در نظر گرفته می شود:

سطوح اول و دوم مراحل تشخیص نوع کسب و کار و سطوح سوم و چهارم مراحل مدیریتی کسب و کار خانگی هستند (Baruchm, 2010).

سطح اول: با در نظر گرفتن میزان سرمایه اولیه در دسترس، نوع نیاز منطقه مورد نظر، امکانات منطقه ای مورد نیاز برای راه اندازی و همچنین بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه هدف مورد نظر، نوع کسب و کارهایی که قابلیت اجرایی دارند، شناسایی می شود.

سطح دوم: در این گام، فرد توانایی شخصی خود را با توجه به مهارت ها و ظرفیت فردی خود می سنجد و با توجه به آنها نوعی از کسب و کار را برای اجرا انتخاب می کند.

سطح سوم: با اینکه یک کسب و کار خانگی با حداقل افراد اداره می شود اما باز هم نیازمند سازماندهی و برنامه ریزی است. مالکاین کسب و کار نیز باید توان سازماندهی کلی کسب و کارشان را برای رسیدن به هدف مورد نظر داشته باشند.

سطح چهارم: یک کسب و کار خانگی حتی در بهترین حالات نیز مرز قلمرو خانگی و فردی را تحت تاثیر قرار می دهد. فرد مالک باید با در نظر گرفتن این عامل، شدت اثر این عامل را کاهش دهد.

لذا بررسی مناسب تر تسریع طی این چهار سطح فوق، عوامل انگیزاننده و بازدارنده فعالیت های كارآفرینانه در دوازده محور در ذیل تشریح شده اند.

 روش تشخیص موانع و انگیزه‌های کارآفرینی در ایجاد کسب و کارهای خانگی

برای این منظور عوامل زیر موثرند:

شرایط محیطی كشورها برای تاسیس كسب و كارها

آنچه مسلم است این است كه محیط كسب و كار و توسعه كارآفرینی اثر متقابل بر یكدیگر دارند، بدین معنا كه محیط مناسب، احتمال وقوع رفتار كارآفرینانه را افزایش می­دهد و ایجاد و توسعه فعالیت­های كارآفرینی، خود نیز می تواند منجر به بهبود فضای كسب و كار شود.

نظریه سه شاخه گی پتی گرو  بیان می­دارد كه هر رفتاری تابع زمینه و ساختاری است.

حال اگر هدف، ایجاد رفتار كارآفرینانه باشد، می­بایست، ساختارها و زمینه­های موثر در رفتار كارآفرینی شناسایی شوند، این عوامل با وضعیت ایده آل مقایسه شوند تا بتوان برنامه­ریزی­های لازم را انجام داد.

محیط كسب و كار در دو بعد، از طریق متغیرهای زیر بر كسب و كارها اثر می­گذارد.

بعد ساختاری:

  1. قوانین و رویه­های كسب و كار
  2. مهارت های حمایتی مالی و معنوی
  3. اطلاع رسانی كسب و كار
  4. وجود شبكه­های ارتباطی میان كسب و كارها
  5. رابطه مناسب دانشگاه با جامعه با صنعت

بعد زمینه­ای:

  1. فرهنگ ملی
  2. ساختار رقابت
  3. مسائل سیاسی و اقتصادی دولت
  4. زیر ساخت­­­های كسب و كار

و بطور کلی محیط از سه طریق بر کسب و کارها اثر می گذارد:

1.        ایجاد تقاضا برای خروجی ها یک کسب وکار

2.        حمایت از موجودیت و فرآیندهای کسب وکار

3.        تامین منابع مورد نیاز كسب و كارها

و جهت این اثرگذاری ها بر دو قسم است، گاهی عوامل پیش برنده و ترغیب کننده هستند و گاهی عوامل بازدارنده و محدود کننده فعالیت ها هستند. اینكه محیط برای یك كسب و كار بازدارنده یا پیش برنده باشد، به خود كسب و كار بستگی دارد. مأموریتی كه كسب و كار برای خود تعریف كرده، میزان انطباق و مدیریتی كه در رابطه با محیط اعمال می كند، تعیین كننده جهت و میزان اثر محیط بر عملكرد كسب و كار است.

به طور کلی مواردی را كه دولت­ها برای توسعه كارآفرینی در آن دخالت می­كنند عبارتند از: كاهش محدودیت های شروع كسب و كار، ترغیب فرهنگ كارآفرینی، آموزش كارآفرینی، حمایت از كسب و كارهای تازه تأسیس، تأمین مالی برای تأسیس كسب و كار و تعریف گروه های هدف برای حمایت. از این رو هر اقدامی كه دولت ها برای تغییر اصلاح و توسعه عوامل ساختاری و عوامل زمینه ای انجام می دهند، به عنوان اقدامی برای بهبود محیط كسب وكار تلقی می شود.

لذا هر چه محیط كسب و كار در یك كشور مساعد تر باشد. احتمال ایجاد كسب و كار های جدید و رشد كسب و كارهای موجود بالاتر می رود. در نتیجه میزان توسعه یافتگی و رفاه در یك كشور به میزان توسعه و مساعد بودن محیط كسب و كار در آن كشور بستگی دارد.(جدول شماره 9)رتبه ایران را در شاخص های سهولت راه اندازی کسب و کار در جهان بیان می دارد.                               

 جدول(9)،  رتبه ایران در شاخص های سهولت كسب و كار

شاخص

در جهان

در كشورهای منطقه و شمال آفریقا

شاخص شروع یك كسب و كار

153

18

شاخص اخذ مجوز های ساخت

48

6

شاخص استخدام و بكارگیری نیروها

117

14

شاخص ثبت دارایی ها

141

17

شاخص اخذ اعتبارات

113

10

شاخص حمایت از سرمایه گذاران

165

17

شاخص پرداخت مالیات

134

18

شاخص تجارت برون مرزی

137

17

شاخص اجرای قراردادها

53

2

شاخص پایان فعالیت كسب و كار

109

13

با توجه به جدول فوق می توان نتیجه گرفت شاخص های مرتبط با کسب و کار در ایران مناسب نبوده و این امر یکی از موانع و دلایل عدم توجه جوانان به راه اندازی کسب و کار مستقل می باشد از این رو می توان این مسئله را عنوان نمود كه با توجه به عدم مناسب بودن شرایط محیطی كسب و كار، كسب و كارهای خانگی به جهت سایز كوچك و نیاز به سرمایه پایین می توانند بهترین گزینه برای فعالیت در چنین شرایطی باشند.

همکاری با سازمان‌های بین‌المللی، شرکای اجتماعی، انجمن‌های کارآفرینان جوان، شبکه‌های تجاری جوانان و غیره.

پیش‌بینی می‌شود برای بدست آوردن دانش موقعیتی و محلی جامع و تشخیص کارآفرینان جوان در کشورهای منتخب، باید با «شبکه‌های بین‌المللی تجارت جوانان» (شبکۀ کارآفرینان جوان(YES)، و فرشتگان خاکستری اروپا) و «انجمن‌های تجارت جوانان» (دفتر بین‌المللی جوانان(YBI)، مؤسسۀ کافمن، هیات امنای تجارت جوانان امریکا، و مؤسسۀ بین‌المللی جوانان) که در زمینۀ کارآفرینی فعالیت دارند، همکاری‌هایی ایجاد شود. علاوه بر آن، با شرکای اجتماعی که در زمینۀ سرمایه‌گذاری جوانان و ایجاد تعاونی فعالیت دارند نیز باید تعاملاتی برقرار گردد. که این مسئله در ایران از طریق سازمان ملی جوانان، وزارت کار و امور اجتماعی، وزارت تعاون، بانک ها و . . . امکان پذیر می گردد. این امر سبب می شود عوامل انگیزاننده و بازدارنده مرتبط با کارآفرینی جوانان با توجه به سازمان های متولی امور جوانان و با شناخت مسائل و مشکلات این رده سنی بصورت تخصصی تری قابل بررسی و پیگیری قرار گیرد.

رفتار فرهنگی/ اجتماعی در قبال کارآفرینی جوانان

مفهوم کارآفرینی و به‌ویژه کارآفرینی جوانان، در همۀ جوامع و فرهنگ‌ها نهادینه نشده است. در جوامع مختلف، خلاقیت و ابتکار، همیشه به عنوان خصیصه‌های ارزشمند در نظر گرفته نمی‌شوند و درکی که از خوداشتغالی وجود دارد، متفاوت است. ارتباط میان كارآفرینی و فرهنگ، از دو سو قابل بحث است. از یك سو، نتایج كارآفرینی است كه بر جامعه تاثیر می‌گذارد و از سوی دیگر، خود فرآیند كارآفرینی و فرهنگ حاكم بر آن است كه هم متاثر از مبانی فرهنگ جامعه است و هم می‌تواند در آن تحولات اساسی ایجاد كند. عامل حیاتی توسعه كارآفرینی فرهنگ است که مهمترین عامل موثر در توسعه كارآفرینی است.

از یك سو، كارآفرینی با ایجاد فرصت‌های شغلی و تولید ثروت و بهبود شرایط اقتصادی، پیش‌زمینه‌ای اساسی برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه است. با برآورده‌شدن نیازهای اولیه معیشتی، زمینه برای بروز نیازهای عالی‌تر انسانی فراهم می‌شود كه اگر در مسیری درست هدایت شود، به شكوفایی و تعالی انسان‌ها و جامعه می‌انجامد. علاوه بر این نوآوری كه از مشخصه‌های اساسی كارآفرینی است، منجر به تولید محصولات جدیدتر و ارایه خدمات جدیدتر و متنوع‌تر شده و به این ترتیب قدرت انتخاب مردم افزایش یافته و زندگی ساده‌تر می‌شود. با بالا رفتن سطح رفاه و آسایش و افزایش اوقات فراغت، فرصت‌های بیشتری برای فعالیت‌های فرهنگی ایجاد می‌شود. این امر در دراز مدت موجب تشكیل و گسترش تشكل‌های مردمی می‌شود كه با هدایت مناسب آن‌ها می‌توان گام‌های بلندی در جهت ارتقای فرهنگی جامعه برداشت.

از سوی دیگر، نحوه شكل‌گیری و ثمربخشی كارآفرینی، روش‌ها و شیوه‌های خاصی را می‌طلبد كه بر پایه باورها و ارزش‌های ویژه‌ای استوار شده است. مجموعه این روش‌ها و باورها را می‌توان یك فرهنگ تلقی نمود. در واقع فرآیند كارآفرینی در بطن خود فرهنگ خاصی را نهفته دارد. این فرهنگ را می‌توان همان فرهنگ حاكم بر شركت‌های كارآفرینی كوچك دانست: مفهوم مشتركی است كه اعضای شركت پذیرفته‌اند و ارزش‌ها، باورها و روش‌های مشتركی است كه بر فعالیت شركت حاكم است. از این رو وجود یک فرهنگ و باور کارآفرینانه می تواند در بروز روحیه کارآفرینی در جوانان در حکم انگیزاننده و در صورت عدم نهادینه شدن چنین فرهنگی می تواند در حکم مانع بر سر راه جوانان معرفی گردد كه برای اجرایی نمودن این مهم كسب و كارهای خانگی به جهت نیاز به ریسك های نسبتا پایین و احتمال ورشكستگی ارزان می تواند در اشاعه روحیه كار و كارآفرینی نقش تسهیلگری در جامعه داشته باشد.  

تحصیلات، مهارت و نوع آموزش

رویکرد جامعه به تحصیلات و آموزش جوانان در زمینۀ ارزش‌های آموخته، مهارت‌های خوداشتغالی، رفتارها و شیوه‌های یادگیری نیز یک عامل اساسی برای فعالیت‌های کارآفرینی به حساب می‌آید. آموزش مهارت‌ها باید دقیقاً متناسب با نیازهای بازار باشد. از این رو توجه ویژه به کاربردی کردن آموزش های مقاطع راهنمایی و دبیرستان و وجود سیستم مشاوره شغلی در این مقاطع همراه با سنجش هوشیاری کارآفرینانه در این مقاطع به عنوان عامل مهم تشخیص فرصت می تواند در ایجاد انگیزه برای کارآفرینی جوانان موثر باشد، افزون بر این همیشه کارآفرینان موفق لزوما دارای تحصیلات آکادمیک نبوده اما دارای مهارتهای فراوانی می باشند. در غیر اینصورت آموزش بجای زمینه ای بودن به یك مانع مبدل می گردد و اینچنین است كه به جهت سادگی در راه اندازی و نیاز نسبتا پایین به مهارت های تخصصی كسب و كارهای خانگی می توانند برای جوانان به عنوان یك مدرسه آموزش های لازم برای ورود به كسب و كارهای بزرگتر و جدی تر را با ایجاد هوشیاری كارآفرینانه مهیا نمایند.

حمایت تجاری(و زیرساخت فیزیکی)

اغلب، مالک کسب و کار در مرحلۀ آغازین خود نمی‌تواند از پس مخارج حمایت تجاری و توصیه‌های تجاری بربیاید. فقدان کنترل مناسب تجارت‌ها، نبود شبکه‌های پشتیبانی و روابط تجاری، می‌توانند موانع و محدودیت‌هایی باشند که جوانان را از انجام فعالیت‌های کارآفرینی بازمی‌دارند. از این رو توجه ویژه تصمیم سازان به اتخاذ سیستم های حمایتی و شبکه های پشتیبان ویژه ای و مختص این رده سنی جهت راه اندازی و حتی پس از آن تا مراحله تثبیت برای جوانان را می طلبد از این رو به جهت توجه دولت و حمایت های اخیر از كسب و كارهای خانگی این كسب و كارها می تواند برای فعالیت های آغازین جوانان یكی از بهترین گزینه ها باشد.

شرایط چارچوب تنظیمی

موانع دست و پاگیر مدیریتی و بوروکراسیک، نظیر الزامات بیش از حد قوانین و گواهی‌نامه‌ها، مالیات‌بندی‌های پیچیده و قراردادی مستبدانه و یکطرفه، قوانین ضعیف کپی‌رایت و حق امتیاز، قوانین ناکارآمد رقابتی و غیره، تویق پیروزها و ... که همگی نشان از عدم وجود یک نظام اقتصاد کارآفرین محور می باشد، که می توان با تدوین برنامه های مناسب بر اساس تعیین بخشی از رشد اقتصاد ملی بر اساس رشد جوانان، موانع یاد شده را به انگیزه تبدیل نمود. زیرا جوانان میزان رشد و اثرگذاری خود را در تعیین بخشی از میزان رشد کشور احساس می نمایند در این راستا توجه به كسب و كارهای خانگی به دلیل عدم نیاز به الزامات و قوانین خاص راه اندازی و به جهت چرخش مالی نسبتا پایین معافیت های مالیاتی می تواند نمونه خوبی از تسهیل و تسریع در شروع راه اندازی كسب و كارها باشد و با حمایت از افزایش این نوع كسب و كارها زیر ساخت های مورد نیاز و تسهیل كننده بیشتری برای دولت نمایان شده تا در راستای كاهش بوروكراسی ها و الزامات قانونی شروع فعالیت های كسب و كارانه اقدامات لازم صورت می پذیرد.

سرمایه‌گذاری اولیه(تامین منابع اولیه)

هنوز هم به نظر می‌رسد مشکل اصلی سر راه جوانان کارآفرین بالقوه در طیف اقتصادی، عدم دسترسی به سرمایه اولیه یا تامین منابع است. ازآنجایی‌که جوانان نه تجربۀ کاری دارند و نه ملک باارزشی، بسیاری از منابع مالی خصوصی و تجاری، سرمایه‌گذاری روی آنان را یک اقدام ریسکی و پرخطر می‌دانند. بنابراین، اکثر کسب و کارهایی که جدید راه‌اندازی می‌شوند از منابع غیررسمی، نظیر روابط خانوادگی یا شخصی، تأمین سرمایه می‌شوند. ولی حتی این منابع سرمایه نیز برای خیلی از جوانان، به‌خصوص آنهایی که دارای پیش‌زمینۀ منفی هستند، وجود ندارد. از مهمترین منابع انگیزاننده برای تامین منابع مالی جوانان در ایجاد کسب و کار بخصوص کسب و کارهای خانگی می توان به، خانواده و بستگان نزدیک، همکاران، دوستان و همسایگان، بانک ها و سایر موسسات مالی، برنامه­های دولتی، سایر، اشاره داشت.

سیاست‌های دولت و برنامه‌ها و خدمات ترویجی و تشویقی(برای حمایت از اقدامات مخاطره آمیز تجاری جوانان).

سیاست‌های مرتبط با جوانان اغلب با درجات مختلف با اقتصاد کلان یا سیاست‌های بخشی مرتبط هستند. از این رو ممکن است در تأثیرگذاری‌هایشان تفاوت‌هایی وجود داشته باشد. از این رو به نظر می رسد سازمان های متولی امور جوانان مانند سازمان ملی جوانان می توانند با ایجاد دفاتری در سایر دستگاه های دولتی نقش بسیار مهمی را در برنامه ریزی و اخذ حمایت های سیاستی دولتی در خصوص اقدامات کارآفرینانه جوانان به عمل آورند. به طور مثال گاهی برنامه‌های دولتی برای ترویج سرمایه‌گذاری به خوبی بر نیازهای کارآفرینان جوان منطبق نیستند و بنابراین به جای اینکه یک انگیزه باشند، ممکن است نقش یک مانع را بر سر راه آنها ایفا کنند. این امر در خصوص كسب و كارهای خانگی از سوی دولت با اعطای تسهیلات بانكی و معافیت های مالیاتی در حال حمایت است كه می تواند انگیزه خوبی در جهت دهی انتخاب این نوع كسب و كارها از سوی جوانان ایجاد كند.

تفکر منفی جامعه نسبت به ورشکستگان و تلقی آنها به عنوان افرادی ناتوان و محکوم به شکست.

وجود این تفکر جوانان را محتاط نموده و از انجام کارهای مستقل و مخاطره آمیز باز می دارد در نتیجه درک و نگرش آنها به مقوله کارآفرینی ضعیف می گردد. در صورتیکه این مسئله از طریق آموزش و فرهنگ سازی از طرق مختلف از جمله گسترش برنامه های تلویزیونی که زندگی افراد شکست خورده ای که مجددا با تلاش و پشتکار خود راه موفقیت را پیموده اند و یا ترویج نگرش مثبت به کار و زندگی و احتمال وجود شکست در هر کاری، می تواند به یک عامل انگیزاننده در راه اندازی کسب و کار در میان این افراد بخصوص جوانان، بیانجامد. با توجه به مطالب عنوان شده، قطعا كسب و كارهای خانگی در صورت ورشكستگی، ورشكستگی های آسان و قابل برگشت دوباره به كار از سوی مالك آن را دارا بوده و قطعا از نگرش های منفی افراد جامعه در این خصوص با توجه به حجم نسبتا پایین سرمایه از دست رفته در امان می مانند.

ساختار درونی بنگاه و رابطه میان سرمایه انسانی و فناوری

به منظور اهمیت كارآفرینی در ایجاد شغل برای جوانان، تحلیلی از ساختار درونی یك بنگاه اقتصادی ارائه می گردد كه هم در دیدگاه مثبت می تواند انگیزاننده باشد و هم می تواند در صورت عدم رعایت موارد ذكر شده به عنوان یك مانع در سر راه جوانان ظاهر شود. فعالیت های اقتصادی درون هر بنگاه در قالب پنج گروه شغلی معرفی می شود كه عبارتند از؛ 1-شغل های دانش 2- شغل های مدیریت 3- شغل های داده و اطلاعات 4- شغل های خدمات و نهایتا 5- شغل های كالا(جدول شماره 10). انجام فعالیت های گوناگون نیروی كار در هر یك از این شغل ها نیازمند دانش مشخصی است. مجموعه این دانش لازم برای انجام هر یك از این شغل ها، اصطلاحا دانش چگونگی یا فناوری نامیده می شود. همچنین درون هر یك از شاغلان یا انجام دهندگان كار(نیروی انسانی)، دانش نهادینه شده ای وجود دارد كه به اصطلاح سرمایه انسانی نامیده می شود. واقعیت اینست كه همه مشاغل ذكر شده را كارآفرین ایجاد می كند و دانش لازم برای انجام آنها نیز از طریق كارآفرینی تزریق می شود. دانش مورد نیاز برای انجام شغل ها، با آموزش به طور خاص و یادگیری مفهومی به طور عام در جوانان نهادینه می شود. بنابراین برای ایجاد انگیزه به كارآفرینی همواره بایستی تلاش شود در كسب و كار مورد نظر دانش نهادینه شده در شغل ها با دانش نهادینه شده در نیروی انسانی در تعادل باشد تا برایند این دانش ها بتواند بخشی از پویایی كسب و كار را تضمین نماید. بدیهی است اگر دانش نهادینه شده در شغل ها با دانش نهادینه شده در نیروی انسانی در تعادل نباشد با كاهش اثربخشی و بهره وری بنگاه موانع فراوانی پیش روی كارآفرین قرار می گیرد و می تواند در عدم موفقیت وی موثر باشد(انتظاری، 1388).

 بررسی مسائل جوانان در گروه سنی مرتبط

علیرغم اینکه نقش حیاتی که کارآفرینی در خلق توسعۀ اقتصادی و ایجاد اشتغال ایفا می‌کند، کاملاً درک شده است، اما تلاش چندانی که به آن از چشم‌انداز جوانان، نگاهی انداخته شود، نشده است. جوانان اغلب در زیر گروه کلی بزرگسالان دسته‌بندی می‌شوند و با این کار استعدادها و پتانسیل‌های خاص کارآفرینی آنها و نیز کمک‌های اساسی‌شان به پیشرفت اقتصادی و اجتماعی، نادیده گرفته می‌شود. بر طبق مطالعه‌ای که توسط دفتر بین‌المللی جوانان(YBI)، انجام شده، حداقل 20% از حدود 300 میلیون جوان شاغل و بیکار در سرتاسر دنیا(بین افراد 15 تا 25 سال) پتانسیل کارآفرین شدن را دارند، اما تنها 5% از آنها، کارآفرین می‌شوند. هنوز هم یک فقدان کلی در زمینۀ اطلاعات و آموزش های مناسب کارآفرینی حس می‌شود؛ به‌خصوص آن بخشی که به شرایط چهارچوب کارآفرینی و ایجاد شرکت‌های جدید مربوط می‌شود. شروع كسب و كار یكی از جالبترین عملكردهایی است كه یك فرد می تواند داشته باشد. سالانه بیش از ده میلیون نفر كسب و كاری را آغاز می كنند و در نتیجه بیش از سه میلیون كسب و كار كوچك هر ساله ایجاد و تاسیس می شود .

نحوه راه اندازی یک کسب و کار برای جوانان

دو عامل عمده برای روی آوردن به آغاز یک کسب و کار شخصی شناسایی شده است،"جذب شدن" یا "رانده شدن". این عوامل به طور وسیعی در مقالات و تحقیقات صورت گرفته مورد بررسی قرار گرفته است(Brockhous,1987:Buttner ,1997; hamilton,1987). این عوامل بر خلاف تصور، غیر قابل جمع نیستند و در بسیاری از موارد می توان گفت این عوامل به صورت ترکیبی، موجب آغاز یک کسب و کار به صورت فردی می شود.

محرک جذب شدن، در واقع تمایل معقولانه و قدرتمند شخصی ای است که فرد را به سمت آغاز یک کسب و کار می کشد، مانند، نیاز به موفقیت، تمایل به، رضایتمندی فردی، رضایتمندی شغلی،نیاز به توسعه فردی، نیاز به مقبولیت، استقلال طلبی و استفاده از دانش و مهارت فردی(birley,1996; volery,1997; Walker,2002).

محرک های رانده شدن، مربوط به تمایلات قدرتمندی است که این عوامل ریشه در دلایل بیرونی منفی دارد، مانند، مشاهده کمبود موقعیت ها برای پیشرفت یا اجتناب از شغل های کم درآمد و دشواری ایجاد تعادل میان خانواده و کار( Westhead,1994;Buttner,1997;marlow,2001). با توجه به موارد ذکر شده، ایجاد و راه اندازی یک کسب و کار برای فردی که تحت تاثیر این محرک ها قرار دارد یک الزام است. اما در مواردی که افراد توانایی مدیریتی یا مالی و یا موقعیتی راه اندازی یک کسب و کار کوچک و یا متوسط را ندارند، کسب و کارهای خانگی جایگزینی مناسب برای ارضای این امیال شخصی در افراد است. تحقیقات اخیر در کشورهای انگلستان و استرالیا نشان داده که نزدیک به 72 درصد افرادی که این محرک ها نسبت به سایر افراد در آنان انگیزش بیشتری ایجاد می کرد به جهت مشکلات ذکر شده، جذب کسب و کارهای خانگی شده اند(Bardoel, 2000).

نتیجه گیری و ارائه توصیه های سیاستی

واقعیت حاكم و اصل علمی مسلم دنیای امروز عبارت است از دگرگونی و تغییر، حتی پدیده‌های مادی و به ظاهر ساكن، از این قاعده مستثنی نیستند. در حال حاضر جهان در آستانه تحولات بسیار عمیق قرار گرفته است. تغییراتی كه امروز رخ می‌دهد، طی سال‌های آینده شدت بیشتری خواهد داشت و این تغییرات، در دامنه بسیار بزرگ و تكان‌دهنده خواهد بود، تغییراتی كه ساختار جامعه، خانواده، روش تولید، ساختار كلی فرهنگ و رسوم اجتماعی و حتی بازاندیشی در روش های تجارت را خیلی عمیق‌تر و سریع‌تر از تغییرات گذشته دگرگون خواهند ساخت. به تبع این تحولات، صحنه اقتصاد، صنعت و بازرگانی نیز با چنان سرعتی در حركت است كه حتی غفلت جوامع فراصنعتی در حفظ و افزایش تحرك خود و عقب‌ماندن از این رقابت‌های خشن و سهمناك، آنها را از موفقیت پیشرو و استراتژیك خود بازمی‌دارد. لزوم توجه به این تحولات در كشورهای در حال توسعه نمود بیشتری خواهد داشت چرا كه این كشورها در شرایط نامساوی توانایی اقتصادی و تكنولوژیك در میدان دشوار مبارزه و رقابت فرصت‌های كمتری برای عرض اندام خواهند داشت.

از این رو با مروری بر مطالب پیش تر عنوان شده باید اذعان نمود که با توجه به ساختار جمعیتی کشور که میزان قابل توجهی از آن را جمعیت جوان تشکیل می دهد، نیاز به برنامه ریزی دقیق و جامع برای پیشرفت و تعالی این نسل که خود پایه گذار نسل های آینده کشور هستند را بیش از پیش نمایان می سازد و این امر باعث می شود این افراد به عنوان سرمایه های انسانی، فكری و اجتماعی زمینه های شكوفایی و فراهم نمودن ظهور كارآفرینی در جوامع را مهیاتر نمایند. اجرای دقیق این برنامه ریزی نتایجی تاثیر گذار در مسیر پیشرفت کشور خواهد داشت که به وضوح، كاهش بیكاری، افزایش تولید، كاهش فقر و افزایش ثروت ملی و نزدیك شدن به عدالت اجتماعی و جامعه كارآفرین از نتایج آن بشمار می رود. از طرفی با توجه به جوان بودن جمعیت كشور مسئله اشتغال و برون رفت از بن بست بیكاری زدایی شاید یكی از مهمترین دغدغه سیاستگزاران بشمار رود. در نتیجه آموزش و راهبری جوانان برای جذب به بازار كار از طریق تاسیس واحدهای اقتصادی كوچك به یك الزام اجتناب ناپذیر مبدل شده است، زیرا با تجربه كم، احساسات، كوتاه نگری و نداشتن استراتژی های بلند مدت، اغلب جوانان از توان جذب سرمایه و جلب توجه سرمایه گذاران برای تامین منابع اولیه برای راه اندازی كسب و كار ناتوان بوده و یا از طرق نامناسبی استفاده می نمایند كه بازپرداخت و یا ادامه راه كسب و كار آنان را با مشكلات جدی مواجه می نماید. از این رو لزوم توجه به کسب و کارهای خانگی به عنوان موتور راه اندازی و گسترش کسب و کارهای کوچک مورد تاکید قرار می گیرد. این فرایند نیز به مثابه یک زنجیره می تواند در گسترش فعالیت های اثر بخش اقتصادی در سطح کلان کمک و تاثیری درخور توجه بگذارد. در همین راستا در این نوشتار كوشش شد مسئله بیكاری و اشتغال جوانان در كشور و جهان مطرح گردد. همچنین مسئله كسب و كارهای كوچك خصوصا كسب و كارهای خانگی به عنوان حقله اول فعالیت های كارآفرینانه و نحوه راه اندازی آن مورد توجه قرار گرفت و این نوع فعالیت ها به عنوان یكی از بهترین راه كارهای برون رفت از بن بست اشتغال زایی معرفی گردید و در ادامه موانع و انگیزه های مختلف جوانان در خصوص راه اندازی كسب و كار و مواردی كه باید در راه اندازی كسب و كارهای خانگی مورد توجه قرار گیرد، مطرح شد. با توجه به كلیه موارد مطروح، سیاست های كلی ذیل به عنوان راهبردهایی جهت برون رفت از معضل بیکاری پیشنهاد می شود. ذکر این مطلب نیز ضروری است که تاکید این نوشتار، توجه به لزوم تبیین برنامه ریزی جداگانه و دقیق برای جمعیت جوان کشور به عنوان پیشوانه پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده است.

به‌طور خلاصه‌ به‌منظور ایجاد اشتغال‌ مولد و توسعه‌ فرصت های‌ شغلی‌ و كاهش‌ میزان‌ بیكاری‌ جوانان در جامعه‌ می‌توان‌ پیشنهادها و راه‌حل‌هایی‌ را به‌ این‌ شرح‌ مورد توجه‌ قرار دارد:

1-      استفاده‌ از ظرفیت های‌ موجود و كارگاه های‌ فعلی خانگی‌ در كشور و افزایش‌ ظرفیت‌ آنها با حمایت از جوانان

2-     كوچك‌كردن‌ دولت‌ و توسعه‌ بخش‌ خصوصی و تخصیص درصدی از واگذاری ها به جوانان.

3-    تحول‌ در نظام‌ آموزش‌ عالی‌ و آموزش‌ متناسب‌ با نیاز بازار كار با رویکرد کارآفرینانه، بطوریكه آموزش ها نباید تنها جهت دستیابی به دانش آكادمیك باشد بلكه شیوه آماده كردن جوانان برای كار و زندگی را باید آموزش داد.

4-    توجه‌ به‌ ویژگی های‌ بازار كار در هرگونه‌ سیاستگذاری‌ و دادن‌ منابع‌ در زمینه‌ راه اندازی کسب و کارهای کوچک(با تاکید بر کسب و کارهای خانگی)‌ بصورت ترویجی و نه مقطعی و مقروض کننده به جوانان.

5-   طراحی دوره های آموزشی در سطوح دبستان، راهنمایی و دبیرستان در خصوص كارآفرینی و نحوه راه اندازی كسب و كارهای كوچك بخصوص كسب و كارهای خانگی با تاکید به عدم نیاز به سرمایه اولیه زیاد و اثربخشی آنها بر حسب كسب مهارت های كارآفرینی و لحاظ افزایش انگیزه، مشارت در یادگیری، توسعه خلاقیت، اعتماد به نفس در راستای تقویت روح كارآفرینانه و ایجاد آمادگی برای دوران پس از این مقاطع.

6-   رویکرد برنامه ای دولت به سوی پرورش ابتکارآفرینی و ارزش آفرینی جوانان از طریق سازمان های متولی امور جوانان مانند سازمان ملی جوانان و وزارت کار و امور اجتماعی و وزارت تعاون.

7-   تولید برنامه های مستمر تلویزیونی در خصوص معرفی افراد ارزش آفرین در حوزه کسب و کارهای کوچک و توجه بیش از پیش و برنامه ریزی شده به کسب و کارهای خانگی به جهت ایجاد انگیزه مضاعف نزد جوانان برای فعالیت در این نوع از کسب و کار.

8-     معرفی سرمایه گذاران مخاطره پذیر به جوانان جهت همراهی آنان در طرح های کسب و کار خانگی.

9-     معرفی افراد با تجربه به جوانان و الزامی نمودن داشتن مشاورهای باتجربه جهت راه اندازی کسب و کار.

10-   ایجاد دفاتر امور جوانان در دستگاه های دولتی تا از این طریق متولیان امور جوانان مانند سازمان ملی جوانان بتوانند درصدی از فعالیت های دستگاه ها را به سمت جوانان سوق دهند.

11-   ایجاد شوراهای جوانان در محلات و سیستماتیک کردن شبکه های اجتماعی آنها بصورت هرمی تا با حضور جوانان در این تشکل ها، آموزش کار گروهی و مدیریت بر خود برای حضور در عرصه های جدی اقتصادی مهیا گردد.

12-   ایجاد تعاونی های جوانان با توجه به شرایط این افراد و تنظیم قوانین خاص برای تاسیس چنین تعاونی هایی در سطح مدارس.

13- حمایت های مادی و معنوی بیشتر از حوزه كسب و كارهای خانگی و اختصاص وام های بلند مدت بانکی با معافیت های بازپرداخت در دو سال ابتدایی راه اندازی با توجه به نقش موثر آن در توسعه اقتصادی.